واژه چرا ، واژه  ارزشمندي است ؟

واژه چرا ، واژه  ارزشمندي است ؟

در زبان  آدمي ،واژه  هايي  وجود دارد  كه  از  جايگاه  ويژه  يي برخوردارند .اگرچه  بسياري  از انسانها  از اهميت  آنها  آگاه  نيستند، اما همين  واژه ها،  مي  توانند  زمينه  ساز  تحول  در زندگي  انسان  شوند.يكي  از  اين  واژه  ها ،كلمه  چرا  است .چرا، كلمه يي  است  كه  قادر  است  براحتي  ديوار  علم و  دانش آدمي  را بشكند و زمينه  ساز شكل  گيري ديوار جديدتري  در  ذهن  انسان  شود.ذخاير  علم  و  دانش  و  تجربيات  هر  شخصي  نسبت  به  شخص  ديگر  متفاوت  است .

هر انساني در محدوده  مشخصي از دانسته هايش  قادر  است بيانديشد و به جست و  جوي  راه  حل ها و ارايه  افكار  جديد  بپردازد و  در انتهاي اين   محدوده  پوسته يي  وجود دارد  كه  مرز نهايي  را مشخص مي  كند.گويي  ذهن  آدمي  در مركز  گوي يا  كره يي قرار گرفته است  و  در داخل  اين  كره ، ذهن  قادر  است ،پرنده يي را رها  كند  تا  به  جست و جو  بپردازد و به  صيد  انديشه ها و افكار نو بپردازد  و هر  چه  دانسته  ها و  تجربيات  انسان كمتر  باشد ۀحجم اين  كره  كوچكتر  خواهد  بود  و  پوسته آن  به  ذهن  نزديكتر مي  شود.تصور كنيد  به  مركزيت  ذهن  ما  هزاران  گوي  مختلف  وجود دارد كه هر  كدام  به  يك  موضوع  خاص  اختصاص  دارد  و  حجم آنها  بستگي  به  ميزان  علم  و  دانش  و تجربه  فرد  در خصوص  آن  موضوع  دارد.براي  مثال  دانسته هاي  يك  فرد  درباره  تغذيه كره يي را پديد مي آورد  كه ممكن  است  حجم آن  از كره  علم و  دانش آن فرد  درباره  تربيت  فرزندان  بزرگتر يا  كوچكتر  باشد  و  يا گوي  دانسته  هاي  آن  فرد  در خصوص  برقراري  ارتباط  موثر و  درست  با ديگران  بسيار كوچك  باشد  و  قادر نباشيد  ارتباط  موفقي  با ديگران  برقرار كنيد  و بر عكس  گوي  علم  و  دانش  و تجربيات  آن  فرد  در زمينه مهارت  شغلي او بسيار بزرگ  باشد  تا حدي  كه  بتواند  ابداعاتي از خود  بروز  دهد.يكي از راههايي كه  به  كمك  آن  مي  توان پوسته  ديواره  اين  كره ها  را  شكسته  و  پوسته  جديدتري پديد  آورد  استفاده  از  كلمه  چراست .زماني  كه  شما  اين  واژه  را بكار  مي  بريد .احساس  برخورد  ذهن  خود  را با  اين  پوسته  بخوبي  احساس  مي  كنيد و درمي  بابيد  كه اگر بخواهيد  اين  ديواره  را  به  عقب برانيد   بايد  انرژي  به خرج  دهيد  و  در اين  مرحله  است  كه  انسان  بايد  به جست  و جو  بپردازد  و  يا تجربه  جديدي  را  كسب  و يا با  كسي  مشاوره كند.

دو  شخصيت  الف  و  ب  را كه دوستان  صميمي  يكديگر  هستند، در نظر بگيريد .شخص  الف  ناخواسته  رفتاري  نسنجيده  انجام مي  دهد  و دوست  صميمي  او  شخص  ب  اين  نسنجيدگي او را  با  وجود  عذرخواهي ، نمي  بخشد و ارتباط  دوستانه  آنها  مخدوش مي  شود .اكنون  اين  دو  دوست  دچار  يك  مشكل  شده اند  و اگر نتوانند  راه  حلي  درست  براي  آن  بيابند  ممكن  است  اين رابطه ، از هم  بپاشد .اكنون   شخص  الف  با  يك  چرا  آغاز مي  كند  و  از خود مي  پرسد  ، چرا دوست  او  با وجود  عذر خواهي ،او را نبخشيده  است ؟  در اين مرحله  شخص  الف  براي  بدست آوردن  جواب اين  چرا ،ممكن است  جست و  جو كرده  و با افزايش  دانسته هايش  دريابد ، شخص  سومي  در پيش  شخص  ب  در مورد  او بدگويي كرده  است .اكنون  بار ديگر  اين سوال  در ذهن  شخص  الف  ايجاد  مي شود كه چرا  شخص  سوم  در  پشت  سر  او  بدگويي كرده  است ؟ و  بار  ديگر  شخص  الف  تلاش  مي كند  كه  يافته هاي  جديدتري  را بدست  آورد  و در نهايت  درمي  يابد ،شخص سوم  اين ماجرا ، يكي از  دوستانش  بوده  است  كه  رفتاري  از او  ديده  است  و بدون  تحقيق  ، رفتار وي  را بد  تلقي  كرده  است  و  به همين خاطر  سبب  شده  تا با  مبالغه  آن  رفتار ، ذهنيت  شخص  ب  را  دگرگون  كرده  و او را در  گذشت  از رفتار  نسنجيده  شخص  الف ، به  شخصيتي  سختگير  مبدل كند .حال  شخص  الف ، با  سوال  ديگري  روبرو مي شود .چرا تا كنون  دوستان  وي  صادقانه  در مورد نقاط  ضعف رفتارهاي وي  با او صحبت  نكرده اند ؟در اين مرحله  ممكن است  دريابد  زماني  كه ديگران  نقاط ضعف  وي  را  متذكر مي  شدند ،او  ناراحت  شده  و  پرخاشگري  مي  كرده  است .در اين  مرحله  ممكن  است  بار ديگر  از خود  سوال كند .چرا تاكنون  در مورد  ويژگيهاي شخصيتي  خود دقت  نكرده  و چرا دوستان  او  در رفتار خود  صبور نبوده  و هنگام  روبرو  شدن  با  يك  پرخاشگري ، به  سمت  بدگويي و  قطع ارتباط پيش  رفته اند ؟   اين  شخص  با بكارگيري  چندين  چرا  به  سمتي  پيش م ي رود  كه در نهايت  دريابد  بايد  دانسته  هاي  خويش  را در مورد  رفتار  خود و  ديگران  افزايش  دهد. همين امر  مي  تواند  زمينه ساز  تحول  در  زندگي شخص  باشد.

اصولا در هنگام  برخورد  با  مشكلات ما مي توانيم  به ترتيب  پنج بار  سوالاتي  را از خود  بكنيم  كه با  واژه  چرا  آغاز مي شود  و اين خود مي تواند   ذهن ما را با حقايق  جديدي  آشنا  سازد.

هنگامي  كه  شما به  سوي  پرسشگري  و حل مشكل  پيش مي رويد بايد صبور  باشيد  تا در نهايت  بتوانيد به  يك  راه حل  درست  دست  يابيد.

برعكس  كساني  كه  علاقه يي  به  شكستن  پوسته گوي  علم و  دانش و تجربيات خود ندارند ،عموما براي  فرار از دست  مشكلات  دست  به اقداماتي  نسنجيده  و  عجولانه مي  زنند و  گاهي نيز با  پرخاشگري ، نگراني ،آشفتگي ذهن  و  يا  شكستن  مرزهاي حقوقي  ديگران  تلاش  مي كنند ،بگونه يي  از دست  آن  مشكلات  فرار كنند  و همين جاست  كه  مشكلات  ديگري  متولد  مي  شود  و  فرد  را در  گرداب  ديگري  فرو  مي برد .در جوامع  توسعه نيافته  به علت  آنكه  مردم  علاقه يي به  شكستن  پوسته  گوي  هاي  علم و  دانش و تجربه  خود ندارند  ، هميشه  در جست  و جوي  يافتن  شخصي  هستند كه  از او  كمك  بخواهند  و به  قولي  بيشتر به  دنبال  گرفتن  ماهي  هستند  تا اينكه ماهي گيري  را  فرا  بگيرند.

واژه  چرا ، كلمه يي ارزنده  است ، اما  شايد  براي انسان  ترس  آور نيز باشد ، زيرا آدمي  درمي  يابد  كه  بايد  سفري  را آغاز كند  و  از جايگاه  فعلي  خود  به  جايگاه  ديگري  سفر كند .اين  تغيير  هميشه  براي  آدمي  نگران  كننده  است  و  از  طرفي  انسان  داراي  شخصيتي   است  كه  احساس مي  كند  با شرايطي  كه به  آن  عادت  كرده  است  ، احساس  آرامش مي كند چه  بسا  حتي  شرايط  فعلي  سبب تباهي زندگي وي  شود .از طرفي  انسان  با  بكارگيري  واژه  چرا  به  سوي  قبول مسووليت  هم پيش  مي  رود  ، زيرا  متوجه  مي  شود  با  يافتن  پاسخ  سوالات  خويش  م ي تواند  سبب  تغيير در خود  و  يا  محيط اطراف  خويش  شود . لذا احساس اينكه  آدمي مي تواند  بر  رفتار خود  و اطرافيان  اثرگذار باشد  تا  حدي  اضطراب آور  است  زيرا در اين مرحله ۀانسان  مي  ترسد از اينكه  روزي  بخواهد  پاسخگوي  اشتباهات  گذشته خويش  كه ناشي از  جهل  او بوده  است ۀباشد.

روديارد كيپلينگ  شعري  سروده  است  كه  در  آن مي گويد :

من شش  خدمتكار  درستكار  در اختيار دارم  كه همه  آنچه  را كه  من  مي دانم  آنها  به من  آموخته اند، نام  آنها چنين  است : چرا، چه ،  چطور ، چه  زماني ، چه كسي  و كجا ؟     

****

منبع :  مقاله " مشش خدمتكار درستكار(تكنيك پنج چرا؟)  "- نويسنده : حميد  ميرزاآقايي -روزنامه  اعتماد -  صفحه 6-  سه  شنبه  23 مهر ماه  1381

 

حدیث ناب

/* /*]]>*/

رسول اکرم (صل الله علیه وآله وسلم) فرمود :

هر کس که می خواهد بدون آنکه مالی در کف داشته باشد ،بی نیاز باشدو بدون آنکه فامیلی و عشیره ای و خدم و حشمی داشته باشد عزیز و محترم باشد و بدون آنکه در راس یک قدرت اجتماعی باشد و پستی را قبضه کرده باشد مهابت و صلابت داشته باشد ،راهش این است که خود را از خواری معصیت  و گناه خارج کند و به عزت طاعت پروردگار خود را پیوند دهد.

بسیجی، بنده خاص الهی

بسیجی، بنده خاص الهی


بسیجی بنده خاص الهی است


بسیجی در حقیقت یک سپاهی است


بسیجی گلشن دین را گلاب است


بسیجی آرمان شیخ و شاب است


بسیجی پاک از هرنقص و عیب است


بسیجی صاف از هر شک و ریب است


بسیجی را توقع نیست در کار


بسیجی نه تشریفات می خواهد نه دستار


بسیجی بنده شایسته اوست


بسیجی سر به سر وابسته اوست


بسیجی دل به این عالم ندارد


دلش را بر خدای خود سپارد


بسیجی سنگرش سجاده اوست


وصالش در شراب باده اوست


بسیجی مخلص دین مبین است


بسیجی پیرو مولای دین است


بسیجی فانی اندر انقلاب است


بسیجی حامی اسلام ناب است


بسیجی نی به فکر ملک ومال است


نه اندر غصه اهل وعیال است


بسیجی شعله ائی از نار عشق است


بسیجی سنبل گلزار عشق است


نه دل بسته به این دنیای فانی


نه غمناک است از بهر زندگانی


خدایا حق پیغمبر وآلش


بسیجی را نگهدار از زوالش


بسیجی آرزوی مومنین است


بسیجی نور چشمان امین است


شعر از آیت الله امینیان، امام جمعه شهرستان آستانه اشرفیه

دل نوشته هایی به مناسبت هفته بسیج

دل نوشته هایی به مناسبت هفته بسیج

چکیده عشق

محمد کامرانی اقدام
بسیج عطری است آسمانی که از جوانه‏های تراوش می‏شود و پایگاهی است برای مُشت‏های گره شده.
بسیج حنجره‏ای است سوزان بر ای سرودن حماسه‏های سترگ و خورشیدی است تابناک برای شب‏های سرد و تاریک و وحشت‏زا.
بسیج سپاهی است مسلّح به ایمان و مجهّز به عشق و ریسمانی است برای بالا رفتن از شانه‏های خیس آسمان.
بسیج لشگر حسین مظلوم است در روز عاشورا و رگبار اللّه‏ اکبر و فریاد تکبیرها.
بسیج میعادگاهی است برای کبوتران سرخ دلی که دل‏هایشان برای پرواز در اوج می‏تپد و بسیجی همان کبوتر سرخ دل است.
بسیجی چکیده عشق است و نماد غیرت. سمبل تعصب است و پاسدار مکتب.
بسیجیان، سرو قامتانی هستند که سرو در توصیف عظمتشان خمید و دریادلانی که دریا برای تفهیم وسعتشان خشکید. پروانه صفتانی که شمع از سوز و جمالشان آب شد، غیرتمندانی که کوه از هیبت غیرتشان فرو ریخت و طلایه‏دارانی که حق در سیمایشان متجلّی است.
چه خالصانه جان در کف می‏نهند و چه عاشقانه زندگی را در طبق اخلاص.
مگر جز این است که همه رنگ‏ها، در حضور سبز و عشق سرخ و رویِ سفید و نگاه آبی بسیجی خود را می‏بازد و همه فریادها از هیبت نام بسیج، در گلو خشک می‏شوند؟!
مگر جز این است که: «سر مردان حق‏گو پیش غیر و آشنا بالاست».
بسیج! همه مظلومان ایران با نام تو آشنایند و همه مردم این مرز و بوم وام‏دار تواند.
تو دریای خروشانی از قدرتی، بخروش که پناه مستضعفانی و امید محرومان!
تو پایه‏های استوار سرزمین پهناورمان هستی، برپا باش که تو تکیه‏گاه شانه‏های خسته مظلومانی! تو همان «بسیجیده رزم با ترجمانِ» فردوسی و «نبرد آزمای ایران سپاهِ» نظامی هستی و ما همه تلاش‏هایت را در راه عمران، آبادی، امنیت و آزادی کشور اسلامی‏مان به قدمت هزاران بهار، ارج می‏نهیم، که این همه شکوه و عظمت و این همه مردانگی و غیرت را چگونه ببینیم و چگونه پاس نداریم، ای بسیجی سلحشور!
تو سینه‏ای وسیع‏تر از اقیانوس داری. شانه‏های سترگت تابِ تحمّل تمامِ مظلومیت‏های تاریخ و محرومیت‏هایِ مظلومانه را دارد. در صنوبرِ قلبت هر لحظه جوانه‏های ایمان می‏شکفد و در تاریخِ توفان‏خیز سرزمینمان هر لحظه شکوه شان حماسه می‏آفریند. تو فاتحِ دروازه‏های حقیقت و فاطر کاخ‏های خیالی هستی.
و هرگز فراموش نمی‏کنیم که چگونه با دست توانا و پای پویای تو به اوج رسیدیم.
و هرگز فراموش نمی‏کنیم ایستادن بدون سپرت را در برابر دنیای دونِ استکبار.
ما و همه مظلومانِ میهن همیشه یاور توایم ای پایمرد صحنه‏های ستُرگ، ای بسیجی!
ادامه نوشته

بسيج شجره طيبه

بسيج و رسانه ها

بسيج و رسانه ها
نويسنده: سيدمرتضي نبوي
براي اينكه رابطه بسيج و رسانه را كشف كنيم ابتدا نظري به بسيج و ماموريت هاي اصلي آن مي اندازيم و سپس نقش رسانه را مرور مي كنيم تا رابطه اين دو و تأثير و تأثرشان بر يكديگر آشكار شود.

ماموريت هاي بسيج

انسان وقتي با مفهوم بسيجي برخورد مي كند و مصاديق آن را در جامعه اسلامي مشاهده مي كند، با اندكي تعمق به واژه «بعثت» در قرآن كريم راه مي يابد. آيا به نظر شما بسيجي در فرهنگ انقلاب اسلامي، آن انسان مبعوث و برانگيخته اي نيست كه براي خود رسالت الهي قائل است. اگر چنين است به چند آيه كريمه از قرآن مراجعه مي كنيم تا ماموريت هاي بسيج را استخراج كنيم.
سوره بقره آيه 129
ربنا و ابعث فيهم رسولامنهم يتلو عليهم آياتك و يعلمهم الكتاب و الحكمه و يزكيهم انك انت العزيز الحكيم
حضرت ابراهيم در دعاي خود به درگاه احديت از او درخواست مي كند كه در بين موحدان رسولي را مبعوث كند تا ماموريت هاي زير را انجام دهند:
1- نشانه ها و آيات خدا را بخوانند و به سمع مردم برسانند.
2- كتاب خدا (قرآن) را تعليم نمايند.
3-حكمت (تصميم گيري در هر زمينه) را آموزش دهند.
4- آنها را پاك نمايند (به حيات طيبه برسانند.)
سوره آل عمران آيه 164
لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولامن انفسهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين
خداوند با بعثت رسول (ص) بر مومنان منت نهاده تا براي نجات آنها از گمراهي آشكار، آيات الهي را بر آنها بخوانند، آنها را تزكيه كنند و به آنها كتاب و حكمت تعليم نمايند.
سوره جمعه آيه 2
هو الذي بعث في الاميين رسولامنهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين
اين آيه هم همان ماموريت هاي دو آيه قبلي را به عنوان هدف از بعثت رسول بيان مي كند.

بسيج و حضرت امام (ره)

حضرت امام (ره) در آخرين پيام خود (67/9/2) ماموريت هاي زير را براي بسيج برشمرده اند:
  • بسيج شجره طيبه است
  • بسيج معراج انديشه پاك اسلامي است
  • يكي از ضروري ترين تشكل ها، بسيج دانشجو و طلبه است.
  • فرزندان بسيجي ام پاسدار اصول تغيير ناپذير «نه شرقي و نه غربي» باشند.
  • بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند.
  • بدون آمريكا و شوروي مي شود به زندگي مسالمت آميز توام با صلح و آزادي رسيد.

    بسيج و رهبر معظم انقلاب اسلامي

    رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اعضاي بسيج دانشجويي با معظم له (86/3/15) فرمودند:
  • بسيج به معناي فرد يا مجموعه آماده برآوردن نيازهاي انقلاب است، بسيجي كمر بسته اسلام و انقلاب است.
  • اهميت بسيج در داشتن يك درك متعالي از مسائل كشور و مسائل جهان است.
  • بسيج بايد جلوتر از همه وارد عرصه علم بشود و عرصه هاي علم، فناوري و نوآوري هاي علمي را تصرف كند. يكي ديگر از نيازهاي عمده شما مسئله اخلاق و معنويت است.

    بسيج و قانون

    در ماده 35 اساسنامه واحد بسيج مستضعفان (مصوب 61/6/15 مجلس شوراي اسلامي) هدف از تشكيل بسيج، «ايجادتوانايي هاي لازم در كليه افراد معتقد به قانون اساسي و اهداف انقلاب اسلامي» ذكر شده است.
    در قسمتي از ماده 36 اساسنامه ماموريت هاي زير براي بسيج تعريف گرديده است:
  • تعليم و تربيت در زمينه هاي عقيدتي، سياسي و تخصص هاي مورد نياز
    نتيجه- با مشاهده بيانات حضرت امام، مقام معظم رهبري و قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي نتيجه مي گيريم كه رسالت بسيجيان ايران و جهان اسلام، همان رسالتي است كه قرآن كريم براي رسول گرامي اسلام تبيين فرموده است و به تعبير امام راحل به «ايجاد حكومت بزرگ اسلامي» منجر مي شود.

    ماموريت رسانه ها

    در اين مورد هم ابتدا به سراغ قرآن كريم مي رويم. ماموريت مشترك همه انبيا (ص) رساندن پيام خدا به مردم مي باشد. براي اين منظور قرآن از كلمه (تبليغ) استفاده كرده است. تبليغ از ريشه (ب ل غ) است. مفردات راغب اصفهاني در توضيح اين واژه قرآني چنين مي نويسد: بلغ، بلوغ و بلاغ به معناي رسيدن به دورترين مقصد چه از نظر مكاني، چه از نظر زماني و چه از نظر هر امري از امور مورد نظر، مي باشد، به طوري كه انسان بر آن اشراف پيدا كند. بلاغ به معني تبليغ است. مثل آيه (هذا بلاغ للناس.) بلاغ به معناي (كفايت) نيز مي باشد. گفته مي شود (بلغته الخبر و ابلغته) يعني خبر را به او رساندم و ابلاغ كردم. «بلاغت» در مورد كلامي به كار مي رود كه هم ذاتا رسا باشد، هم از نظر معني صحيح باشد، هم مطابق معناي مقصود و مورد نظر باشد و هم از صداقت برخوردار باشد، به عبارت ديگر از نظر گوينده و شنونده داراي اعتبار باشد، يعني همان امري را كه گوينده قصد مي كند، شنونده هم آن را بپذيرد.»
    با توضيح كلمه تبليغ به دو آيه قرآن مجيد اشاره مي شود:
    سوره مائده آيه 67
    يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين
    «اي رسول! آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده آن را تبليغ كن (يعني با بهترين شيوه، شفاف، رسا، صحيح و كامل به منتهاي مقصد و مقصود برسان) و اگر چنين نكني، ماموريت خدايي را به انجام نرسانده اي، خدا در اين باره حافظ تو مي باشد و كافران را هدايت نمي كند.»
    سوره احزاب آيه 39
    الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لايخشون احدا الاالله و كفي بالله حسيبا
    (پيامبران)، كساني هستند كه ماموريت هاي الهي را تبليغ مي كنند (كاملابه مقصد مي رسانند) و از او خشيت (خوف قلبي) دارند و از احدي جز خدا باكي به دل راه نمي دهند و خداوند براي محاسبه كافي است.

    رسانه ها و ديگران

    -1 انحصار رسانه اي- بن باگديكيان در كتاب «انحصار نوين رسانه اي، ناشر روايت فتح، »1385 مي نويسد: «امروزه استراتژي شركت هاي بزرگ رسانه اي داشتن سهام هاي عظيم و عمده در همه رسانه هاست؛ از روزنامه گرفته تا استوديوي فيلمسازي. اين استراتژي به اين كمپاني ها و هدايت كنندگانشان قدرت ارتباطي عظيمي داده كه در طول تاريخ هيچ حاكم مطلق يا حكومت ديكتاتوري نظيرش را تجربه نكرده است. دنياي كنوني در دست اين معدود بنگاه اقتصادي قدرتمند و انحصارطلب است كه تمام مردم را با اخبار، تصوير، اصوات و مكتوباتشان بمباران مي كنند. اين دنيايي است كه تمام نوزادان ما اكنون در آن متولد مي شوند؛ دنياي رسانه هاي گروهي.
    «انحصار نوين رسانه اي» تلاشي است براي توصيف ماهيت، تاثير و بازيگران اين دنياي جديد و نحوه تكامل و پيشرفت حيرت انگيزشان در زمانه ما.
    نظريه رسانه ها- امروز كتاب هاي زيادي در مورد نظريه رسانه ها نوشته شده است كه در آن به تاريخچه ارتباطات همگاني، نظريه جامعه انبوه، نظريه هاي ايدئولوژي ، نظريه گفتمان، اقتصاد رسانه ها، مسئله مخاطب، آموزش شهروندان، پيام، رسانه هاي سرد و گرم، انرژي پيوند ها، امپراتوري هاي كاغذ، مطبوعات، افشاگري حساب شده به عنوان يك شكل حكومتي، عصر خواستن براي انجام دادن، سينما، جهاني پيچيده در حلقه، تلويزيون، غول خجالتي، نبرد آيكون ها و ... پرداخته اند.
    ديپلماسي رسانه اي- امروزه به تحليل رابطه رسانه ها و سياست خارجي مي پردازند، ديپلماسي رسانه اي را به عنوان ابزار سياست خارجي مطرح مي كنند، نقش ديپلماسي رسانه اي را در عصر جهان وطني بررسي مي كنند و معضلات سخت افزاري و نرم افزاري ديپلماسي رسانه اي را به تحليل مي نشينند.
    رسانه و ثبات سياسي- اجتماعي- امروز نقش رسانه ها در ثبات يا بي ثباتي نظام هاي سياسي انكار ناپذير است. وحدت و امنيت ملي سخت تحت تاثير رسانه ها است. رسانه ها امروز كاركرد امنيتي دارند. اينترنت در بسياري از خانه ها، مغازه ها و بنگاه ها حضور دارد و براي آزادي اطلاع رساني و حتي تجارت حدي نمي شناسد. علاوه بر آن رسانه ها در زندگي روزمره، دين، فرهنگ، مردمسالاري، آموزش، اخلاق، اقتصاد، سياست، سنت، تجدد، سازمان هاي بين المللي، منطقه اي و محلي نقش تاثيرگذار دارد و از آنها تاثر مي پذيرد. يكي از خطرات جهاني، امپراتوري صهيونيسم بر رسانه هاي پر قدرت جهان است.
    رسانه ها و جهاني سازي- امروز گسترش رسانه ها و شبكه هاي جهاني ارتباطات را شاخص ترين نشانه جهاني شدن معرفي مي كنند. اگر فكري، ايده اي و فرهنگي بخواهد جهاني شود و تاثير گذار باشد بايد از طريق «رسانه ها» منتقل و به مقصد برسد.

    نتيجه گيري

    اگر بسيج رسالت و ماموريت جهاني دارد- كه دارد- مي خواهد پيام بسيج مستضعفان را تبليغ كند، مي خواهد براي «ايجاد حكومت بزرگ اسلامي» زمينه سازي كند، اراده كرده است انديشه پاك اسلامي را به معراج برساند، در نظر دارد مرام و حكمت بسيجي را در جهان تعليم كند، نياز به پيشرفته ترين، گسترده ترين و با نفوذترين رسانه ها در سطح ايران و جهان دارد.
    منبع: روزنامه رسالت

  • هفته بسيج بر بسيجيان دلاور گرامي باد

    هفته بسيج گرامي باد

    پیام هایی به مناسبت هفته بسیج

    پیام هایی به مناسبت هفته بسیج
    نويسنده: محمد جواد آهنگر و الهام صابری

    اشاره

    هفته بسيج، بزرگ‏داشت جان‏فشانى‏هايى است كه براى سربلندى اين سرزمين صورت گرفته است. گمان غلطى است اگر بسيج را حاصل جنگ تحميلى يا انقلاب اسلامى بدانيم. بسيج، فهم درست اتحاد، اراده و اخلاص مسلمانان است كه با ظهور اسلام تولد يافته و در ملت‏هاى مسلمان رشد كرده است. هوشمندى حضرت امام خمينى رحمت ‏الله علیه و عدالت‏خواهى ميليون‏ها انسان باايمان، تنها، تبلور دوباره بسيج در عصر حاضر بود. اين مقاله، شامل پيام‏هايى است كه هر كدام گوشه‏اى از برنامه‏ها، ويژگى‏ها و آرمان‏هاى بسيج را به همراه دارند.

    تفكر بسيج؛ روحى در كالبد نظام

    در هر مجموعه منظم و هدفمند، افزون بر پيشرفت اجزا، هماهنگى و هم‏گرايى ميان آنان نيز ضرورى است تا خواسته‏هاى مجموعه تحقق يابد. فراگير شدن تفكر بسيجى كه همان اخلاص، ايمان به هدف، بالندگى و رشدآفرينى است، در ذهن همه افراد جامعه، حركتى هم‏سو را به دنبال دارد. فعاليت‏هاى اقتصادى، پيشرفت‏هاى نظامى، دستاوردهاى علمى و...، هر كدام بخشى از بدنه جامعه را ترميم مى‏كند، ولى روح حاكم بر تمام بخش‏ها، تفكر بسيجى است. تفكر بسيج، ارتباط ناگسستنى ميان اجزاى نظام اسلامى را رقم مى‏زند؛ چرا كه يك‏پارچگى اعضاى گوناگون جامعه، ناشى از يگانگى افكار آنهاست.

    بسيج عمومى

    خودمحورى‏ها، كج‏روى‏ها و ترجيح خواسته‏هاى شخصى يا گروهى بر نياز جامعه، آسيب جبران ناپذيرى بر بدنه اجتماع وارد مى‏آورد. نظام اسلامى با برخورد قاطع، از فردگرايى جلوگيرى مى‏كند تا مبادا سليقه‏هاى فردى و حزبى بر صلاح ملت ترجيح داده شود.
    در پرتو اين تفكر، بسيج خود را حزبى سياسى يا گروهى نظامى يا اقتصادى نمى‏داند. بسيج، حاصل فهم همگانى مردم از نيكى‏هاست كه يكايك آنها نقش حساسى در اجراى آن بر عهده دارند. هر كس با توانايى‏هاى خود، نيرويى از بسيج است كه براى رساندن مملكت به جايگاه حقيقى و آرمانى‏اش تلاش مى‏كند.
    ادامه نوشته

    نقش بسيجيان در تداوم انقلاب اسلامي

    نقش بسيجيان در تداوم انقلاب اسلامي
    نويسنده: جهانبخش ثواقب
    برخي از زمينه هايي را كه بسيجيان مي توانند در آن به صورت فعال وارد شده و از توان خود در دفاع از حريم آزادي و استقلال و حكومت اسلامي بهره گيرند، مي توان به شرح زير عنوان كرد:

    1- بسيجي و حضور در صحنه

    بسيجيان با تعقيب خط صحيح انقلاب اسلامي، از طريق افزايش معلومات و سطح دانش و آگاهي هاي خود من جمله بينش سياسي، مي توانند در صحنه هاي مختلف، حضور خود را اعلام دارند و خنثي گر توطئه دشمنان انقلاب بوده و با شجاعت و فداكاري از آفات احتمالي انقلاب جلوگيري كنند. آنها از اين طريق مي توانند راه شهداي جاويد را پاس دارند و از ارزش هاي والاي انقلاب اسلامي محافظت نمايند.
    شناخت آفات انقلاب و زدودن آنها يكي از وظايف عمده بسيجيان است كه همانند باغباناني دلسوز، نهال نورسته انقلاب را از وسوسه خناسان مصون نگه دارند. زيرا يك انقلاب ممكن است به آفات مختلفي كه چهره ها و رنگ هاي متفاوت دارند، دچار شده و به تدريج از محتواي اصلي خود خارج شود و سرانجام به انحراف يا شكست مبتلا گردد. اين آفات، «ناشي از عوامل فطري، رواني و اجتماعي» است كه به صورت بسيار نامحسوس و خزنده، جامعه انقلابي را تحت تأثير و نفوذ خود قرار داده و خسارات خود را با خالي كردن انقلاب از محتواي اصلي و دروني آن وارد مي آورند.»19
    برخي از اين آفات عبارتند از:
    1- نفوذ انديشه هاي بيگانه، 2- تجددگرايي افراطي، 3- ناتمام گذاشتن انقلاب، 4- نفوذ و رخنه فرصت طلبان، 5- بازگشت به سوي فرهنگ ها و ارزش هاي پست و طرد شده، 6- خستگي نيروهاي انقلابي و از دست دادن روحيه انقلابي، 7- اختلاف و تفرقه، 8- پشت كردن از معنويات و روآوري به ماديات و زخارف دنيوي، 9- فسق و فساد و ترك امر به معروف و نهي از منكر، 10- ناديده گرفتن اوامر و فرامين رهبري انقلاب، و عوامل ديگر20...
    چنانچه نيروهاي انقلابي در مبارزه با مشكلات، فشارها، مخالفت ها و آفات انقلاب، موفق نشوند، خطر از دست رفتن انقلاب وجود دارد. بسيجيان به دليل اين كه از دلسوزان و دوستداران واقعي انقلاب اسلامي هستند، بايد بيشترين سهم را در رفع آفات انقلاب برعهده گيرند.
    آنان با وحدت و اتحاد و ترغيب و تشويق آن در ميان امت، پرهيز از اختلاف و تفرقه، انتشار امور معنوي و مباني مذهبي در جامعه به ويژه در ميان جوانان، شناخت دقيق دشمنان و آگاهي از ترفندهاي گوناگون عناصر ضدانقلاب (داخلي و خارجي) و جلوگيري از ضربه فرصت طلبان به انقلاب، مي توانند در صيانت راه انقلاب و تداوم آن، گام هاي مؤثري را بردارند. يقيناً اين نيروهاي مخلص، كارآيي خود را در اين زمينه با هوشياري، ارتقاء آگاهي و بينش، حضور مستمر و فعال در صحنه هاي انقلاب مي توانند دوچندان كنند. زيرا اگر آنان عرصه را خالي كنند، ضمن اين كه دشمن از اين يأس و سرخوردگي شاد مي شود، نيروهاي فرصت طلبان و نامحرمان با انقلاب، در جهت مسخ ارزش هاي انقلاب و تهي نمودن آن از درون اقدام مي كنند.

    2- بسيجي و معنويت و اخلاق

    حفظ معنويت انقلاب كه از آرمان هاي مهم و اساسي آن است همراه با حفظ معارف و اخلاق اسلامي از ضروريات اصلي است كه بسيجيان مكلف به آن مي باشند. تكيه بر معنويات به صورت عملي، آنچنان كه ديگران در چهره بسيجي روح عرفان و معنويت را مشاهده كنند و متخلق بودن به اخلاق اسلامي از اموري است كه بايد بسيجيان خود را عامل بدان بدانند و اين خصوصيات به طور عيني و عملي در وجود آنها متجلي باشد.
    بسيجيان مي بايست زبان گوياي انقلاب، اسوه و الگويي صادق، نمونه بارز و مجسم مؤمن اسلام باشند. انقلاب ما يك انقلاب الهي، ارزشي و معنوي بود و از اهداف عمده آن، حاكميت اخلاق و معارف اسلامي درجامعه است. بسيجيان با ارزش گذاشتن به معنويات و عمل نمودن به دستورات ديني و دارا بودن اخلاق اسلامي، مي توانند در حفظ، تبليغ و اشاعه فرهنگ و معارف اسلامي بكوشند و ديگران را به ارزش هاي اسلامي راغب سازند. آنها با اهتمام دراجراي امر به معروف و نهي از منكر از راه زبان و عمل، به معارف دين كه خود زيربنا و اساس انقلاب اسلامي است ارج مي نهند و در نتيجه، فضاي جامعه را سالم و سلامت حركت انقلاب را تأمين مي كنند.
    بسيجيان مي توانند پاسدار معروفات جامعه باشند و بازدارندگان منكرات. آنها مي توانند با صبر و استقامت و فداكاري خويش، با عرفان و شناخت و اخلاق نيكو، با بزرگ منشي و تعاون و همكاري با ديگران، نمونه اي از انسان والاي اسلامي باشند كه خود را متعهد به انجام رسالتي بزرگ مي دانند.
    آنان مي توانند عملاً درسهاي مختلفي از عشق و ايثار، استقامت و معنويت و اخلاق و... را به جامعه بياموزند و از اين نظر، اسوه اي عملي براي ديگران قرار گيرند. الگويي كه ساخته انقلاب است و مي تواند راه انقلاب را در زمينه تحول بخشيدن به جان و نفوس انسانها تداوم بخشد.
    بسيجيان مي توانند اسوه هاي انقلاب، اسلام و مكتب باشند و در پرورش انسانها تأثير عملي و مثبت داشته باشند. مي توانند در تقويت اراده ديگران و در برانگيختن حس اعتماد به نفس و اتكاء به خويشتن در ديگران مؤثر باشند و در تربيت نسلي قوي، با اراده و مصمم، نقش بسزايي داشته باشند منوط به اين كه از نقش خود آگاه بوده و عملاً زمينه چنين رسالت مهمي را فراهم سازند.
    بسيجيان با خودسازي و تقويت اراده خويش، حضور در صحنه هاي مختلف، زدودن يأس و نوميدي و نهراسيدن از مشكلات، مي توانند افرادي مؤثر در خدمت جامعه و انقلاب باشند و اين خود پيروزي بزرگي است، چنان كه در سخنان امام راحل«ره» بدان اشاره شده است: «... پيروزي اين نيست كه ما فقط طاغوت را از بين ببريم، پيروزي اصيل آن است كه ما بتوانيم مبتدل بشويم به يك موجود انساني، الهي، اسلامي كه همه كارهايمان، همه عقايدمان، همه اخلاقمان، همه اسلامي باشد.» 21
    و درباره اهميت معنويات مي فرمايد: «عمده معنويات يك مملكت است... من از خدا مي خواهم كه معنويات ما را رشد بدهد.» 22
    بنابراين، اسوه بودن بسيجيان منزلت كمي نيست. از شؤون انبياء الهي است. «لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه» (احزاب/21). هدف تعاليم همه انبياء، انسان سازي است. چنان كه «هدف عمده اسلام با توجه به تمامي ابعاد، انسان سازي است.» 23

    3- بسيجي و علم و دانش

    پيشرفت و ترقي علمي- فناوري با توسعه و خودكفايي كشور، ارتباط تنگاتنگ دارد. هرچه كشوري از توان علمي بالا و از صنعت و فناوري پيشرفته برخوردار باشد، با همت و پشتكار و نيروي ايمان مردم فعال آن، مي تواند مراحل توسعه و سازندگي را در زمان كوتاهتر طي كرده و نيازهاي خود را به دور از وابستگي به قدرتهاي استعماري مرتفع سازد.
    اكنون كه «به مرحله حساسي از دوران انقلاب خود رسيده ايم، دوران سازندگي، دوراني كه بايد از ثمرات انقلابمان مردم محروم و ستمديده ايران بهره مند شوند، دوراني كه بايد شكوه نظام عدل اسلامي را لمس كنند» 24، بسيجيان در اين زمينه مي توانند بسيار مؤثر باشند. آنها با فرا گرفتن علوم و فنون روز، كسب آگاهيها و تجارب معمول، چه از راه تحصيل در دانشگاه ها و مراكز علمي، چه به صورت تجربي و كار در صنايع و مراكز توليدي، با ابتكارات، اختراعات و نوآوري ها و با به كار گرفتن خلاقيت هاي ذهني خود در عرصه سازندگي و توسعه كشور مي توانند در كنار ديگران نقش عمده اي ايفا كنند.
    بسيجيان بايد توان علمي خويش را بالا برده و با افزايش مهارتها و دست يافتن به تجارب و تخصص هاي لازم، هركدام در رشته و حرفه اي، با اخلاص و دلسوزي كه نسبت به انقلاب دارند، چرخ هاي توليد، خودكفايي و استقلال واقعي مملكت را به گردش درآورند.
    به تعبير رهبر فقيد انقلاب اسلامي، با سقوط قدرت شاه «سدي كه مانع از حركت بود شكسته شد، لكن ما مراحل بسيار مشكل داريم كه بايد با تشريك مساعي همه ملت و دعاي همه ملت، اين مشكلات رفع بشود.» 25

    4- بسيجيان و امور نظامي

    هرچند دوران جنگ و دفاع پايان يافته و اينك در دوران آرامش و بازسازي به سر مي بريم، ليكن بسيجيان با آشنايي عملي كه با امور نظامي داشته و با تجاربي كه از حضور در صحنه هاي مختلف نبرد پيدا كرده اند، مي بايست روحيه نظامي و سلحشوري خود را حفظ و تقويت نمايند و با مراقبت از بنيه رزمي و حالات بسيجي خود، تجارب گرانبهاي دوران دفاع مقدس را به دست فراموشي نسپارند.
    علاوه بر اين آمادگي فردي، از طريق انتقال و آموزش تجربه هاي رزمي و نظامي و كسب آموزشهاي جديد و غافل نماندن از سلاحهايي كه روزگاري آشناي دستان توانمند آنها بوده، آمادگيهاي رزمي و نظامي خويش را افزايش و استمرار بخشند. البته اين امر نياز به برنامه ريزي و هماهنگي دارد كه بر عهده نهادها و مراكز مسئول مي باشد.

    5- بسيجيان و عرصه فرهنگ و هنر

    بسيجيان با شناخت و آگاهي از فرهنگ ناب اسلامي و ارزشهاي والاي آن، سپس پاسداري از آن ارزشها و جلوگيري از هجوم دشمنان به عرصه اين فرهنگ، مي توانند حافظ اصالتها و ارزشهاي انقلاب باشند. پس از شناخت ارزشها و اصالتهاي فرهنگي، معرفي و تبليغ آنها در جامعه، انجام كارهاي اصولي و محتوايي به منظور رسميت بخشيدن و ترويج آنها، چه از راه آموزش، يا در قالب فيلم و ديگر برنامه هاي هنري، ضرورت مي يابد.
    اگر خواهان جامعه اي واقعا اسلامي هستيم بايد آن چنان فرهنگ اصيل اسلامي را به مردم شناساند و نيروهاي جامعه را با اين فرهنگ و ارزشهاي آن آشنا كرد كه تاثير فرهنگ بيگانه بر آنها به حداقل كاهش يابد. بي شك وقتي داشته هاي فرهنگي و مذهبي خود را به صورت مناسب و صحيح عرضه نماييم و رغبت و جاذبه مردم را نسبت به آن برانگيزيم، فرهنگ منحط غرب، زمينه اي براي نفوذ در جامعه اسلامي نخواهد داشت.
    بسيجيان در عرصه فرهنگ، چه در امر تعليم و تربيت كودكان و جوانان و چه در كارهاي هنري در ابعاد مختلف آن مانند: فيلم و سينما، تئاتر، نويسندگي و خلق آثار بديع، شعر و ادبيات، هنرهاي نمايشي و تفريحي و... مي توانند ضمن پرورش استعدادهاي خود، نقش موثر خويش را به نمايش گذارند.
    بسيجيان با شركت در مراسم و محافل فرهنگي، جشنها، سرگرميها، امور ورزشي مي توانند در سالم سازي فضاي فرهنگي جامعه و جذب جوانان به امور سالم از روآوري آنان به ناهنجاري هاي اجتماعي و انحرافات و فرهنگ بيگانه جلوگيري كنند. آنها كه در جبهه هاي نبرد، زيباترين صحنه ها را آفريدند و هركدام راويان زنده خاطره ها هستند، قادرند كه در زمينه هاي گوناگون فرهنگي، خالق آثاري زيبا باشند. هركدام مي توانند هنرمندي قابل، نويسنده اي توانا، شاعر و اديبي خوش ذوق، و قهرماني شايسته باشند و باهنر خود به فرهنگ جامعه و فرهنگ انقلاب خدمت نمايند.

    6- بسيجيان و رهبري

    رهبري يكي از اركان مهم هر انقلابي است كه در تبيين استراتژي انقلاب، پيروزي و سپس هدايت و تداوم آن نقش اساسي دارد. از اين رو، پيوند بسيجيان با رهبري انقلاب بسيار مهم است. اطاعت و تبعيت از فرامين رهبري اقدامي است در جهت تداوم انقلاب و حمايت از آن. اين ارتباط ضمن نمودار ساختن پيوند معنوي بسيجيان با سلسله ولايت و اعتقاد به نظام نبوت و امامت در فرهنگ شيعي، نگرش او را نسبت به مسئله حكومت و رهبري در عصر غيبت امام زمان(عج) نيز نشان مي دهد.از طرفي اگر بسيجي خواهان حفظ انقلاب و دستاوردهاي آن است و سعي در رفع مشكلات آن دارد، استحكام پيوند او با رهبري، ضامن تحقق اين خواسته مي باشد. او مي تواند با اتصال به رشته ولايت و رهبري، اتصال خود را با انقلاب اسلامي حفظ نموده و رسالت خويش را در قبال آن، كه همانا حفظ ارزشها و تلاش در جهت تحقق اهداف و آرمانهاي آن است، به انجام برساند.

    نتيجه

    از مجموع آنچه بيان شد مي توان نتيجه گرفت كه بسيجيان در قبال انقلاب اسلامي تعهدي عظيم و رسالتي بزرگ دارند، پيماني كه با شهداي همرزم خود داشتند كه پاسدار راه و اهداف آنان باشند. اين تعهد را با انجام رسالتي كه در پاسداري و تداوم راه انقلاب برعهده دارند، مي توانند ادا كنند. آنان در عرصه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، علمي، فرهنگي، معنوي مي توانند به انقلاب اسلامي خدمت كرده و در رفع مشكلات آن بكوشند كار و تلاش آنها در اين زمينه ها نشان دهنده عزم و اراده استوار آنان و شوق و علاقه شان به حفظ انقلاب و سازندگي ايراني آباد، مستقل و سعادتمند است.
    ¤ منابع در دفتر روزنامه موجود است.