انسان خردمند

انسان خردمند دارای ۱۲ ویژگی  است که آنها را یک به یک با محک انسان فرضی خود زیر ذره بین قرار می دهیم.


ویژگی اول تصویر ذهنی است که فرد از خود دارد. این تصویر ذهنی هم مربوط به اندام ظاهری است و هم مربوط به نوع تفکر و ذهنیت. حال انسان باری به هر جهت را تجزیه و تحلیل کنیم. انسان باری به هرجهت منتظر است که دیگران دنیا را مطلوب او کنند یا آن قدر خسته و دل شکسته است که دیگر حوصله ای برای بهبود وضع خود یا حتی انتظار بهبودی را هم ندارد. حال چنین انسانی وقتی دنیا بروفق مرادش باشد تصویر ذهنی مثبتی هم خواهد داشت ولی اگر آن طور نباشد تصویر ذهنی اش مخدوش و منفی می شود. این نوسانات او را بسیار آزار خواهد داد.راجع به اندام ظاهری خود خیلی بیشتر توجه دارد تا تفکرش.

 ویژگی دوم اطلا عات و آگاهی های فرد است که در این ویژگی ممکن است اطلا عات انسان باری به هر جهت خوب باشد ولی چون باری به هرجهت است اصلا آنها را به کار نمی گیرد.
چون آنها را به کار نمی گیرد و تجربه کسب نمی کند دچار اشتباهات هم خواهد شد. از این شاخ به آن شاخ هم خواهد پرید حال این دو ویژگی را در سایر موارد هم مورد بازبینی قرار می دهیم. انسانی که همه چیز برای او در علم و منطق و فلسفه خلا صه می شود می تواند هم تصویر ذهنی مثبت و هم منفی داشته باشد. علم او صددرصد او را به سمت یک تصویر ذهنی مثبت نخواهد برد.


در مورد ویژگی دوم این انسان مرتبا در حال مطالعه است و افکار مختلف را مورد بررسی قرار می دهد و چه بس که مطالب را با هم قاطی کند و از آگاهی خود در جهت صلا ح خود استفاده نکند. انسان متعالی هم همان طور که قبلا اشاره شد چون از یک منبع مطلق علم و فضیلت و در عین حال نور روشن کننده بهره می گیرد اطلا عات خود را به درستی استفاده می کند.


انسان از تکامل به سوی تعالی هم دو منبع در اختیار دارد یکی منبع الهی و دیگری منابع علمی که اگر در قسمت اول با اعمالش نزدیکی بیشتری به حق تعالی پیدا کرده باشد حتی در انتخاب منابع علمی هم موفق تر عمل می کند بنابراین کمتردچار اشتباه خواهد شد. حال این دو ویژگی را در چهار راه حوادث مورد بررسی قرار می دهیم.

 انسان فرصت طلب در کلیه مواردی که خودش علا قه دارد و به نفع خود می داند یا آگاهانه یا ناخودآگاه از تصویر ذهنی مطلوبی برخوردار است ولی اگر احساس کند موضوع برایش سودی ندارد آن وقت به تصویر ذهنی خود هم بی توجه می شود. در آن صورت این تصویر ذهنی به هر سو ممکن است میل کند. بازهم همین انسان فرصت طلب مطالبی را که مطالعه می کند بیشتر در جهت منافع خود است و هر گاه با منافع اش تضاد داشته باشد حتما دچار اشتباه خواهد شد. حال این اشتباه می تواند سهوی باشد. انسانی که در رویا به سر می برد یا آرمان طلب است تصویر ذهنی اش موقعی مثبت است که اوضاع بیرونی بروفق مرادش باشد ولی هر گاه آن اوضاع دل خواه او نباشد تصویر ذهنی او هم متلا طم خواهد شد.

 نوسانات بیرونی می تواند تصویر ذهنی او را درحد خطرناک از آرامش و ثبات خارج کند. همین انسان رویایی و آرمان طلب براساس رویاها و آرمان های خود کتاب و مجله و غیره مطالعه می کند ولی چون یا غرق در رویاست یا فقط می خواهد محیطش مطلوب گردد ولی حرکتی در جهت این تحول مثبت انجام نمی دهد بنابراین اطلا عاتش مخدوش و مغشوش خواهد گشت.

انسانی که فقط صداقت دارد نمی تواند تصویر ذهنی مطلوبی داشته باشد چون با انتظار و توقعش از دیگران مرتبا سموم فراوانی به خود تزریق می کند و حاصل این خواهد شد که وی سرخورده گردد و تصویر ذهنی خوبی نداشته باشد. حال انسانی که در چهار راه حوادث قرار گرفته است همواره بلا تکلیف است و خطر یا آسیب دیدن او زیاد است بنابراین چنین آدمی نمی تواند تصویر ذهنی مثبتی داشته باشد. اطلا عات قابل استفاده ای نمی تواند کسب کند.
در ضمن انسان با صداقت صرف می تواند مطالعات خوبی داشته باشد ولی شاید نتواند از آن اطلا عات به خوبی بهره گیرد.

حال به سراغ ویژگی سوم یعنی تحرک می رویم. انسان باری به هر جهت چون هدف مشخصی در زندگی ندارد طبعا تحرک قابل اعتنایی هم نخواهد داشت. تحرکش صرفا خلاصه می شود در کارهایی که خیلی مورد علاقه اش است. انسانی که راه تکامل را انتخاب کرده است می تواند تحرک خوبی هم داشته باشد ولی چون به عالم حق توجه چندانی ندارد، توان او برای تحرک در نوسان خواهد بود. انسان متعالی قاعدتا می بایست از بحث، خارج شود چون آن انسان چنان روح والایی دارد که قادر است تمام کارهایی را که صلاح می داند انجام دهد. انسان در راه تکامل به سوی تعالی در صورتی که حرکتش به سوی حق مداوم باشد از منابع علمی هم بهتر سود می جوید تا تحرک خود را حفظ کرده و در جهت اهداف مثبت تر قوی تر عمل کند.


انسان فرصت طلب حتی تحرک خواهد داشت ولی این تحرک در جهت منافع او خواهد بود و علاقه ای به تحرک در جایی که برایش سودی ندارد نشان نمی دهد. البته این نوع افراد خیلی باهوش هستند و دقیقا می دانند که اگر کاری را خودشان دوست ندارند ولی انجام آن کار به نفعشان تمام می شود حتما در آن موارد تحرک خواهند داشت. انسان هایی که در رویا سیر می کنند و به آرمان طلبی مشغولند وقتی در آرمان غرق می شوند قدرت تحرک را هم از خود می گیرند و آرمان طلب ها وقتی شرایط بیرونی موافق آرمان های آنها نیست از تحرک خود خواهند کاست. انسان با صداقت هم هرگاه صداقت را در اطرافش ببیند تحرک خیلی خوبی از خود نشان می دهد ولی هرگاه موضوع عکس شود یاتفاوت کند رغبت وی به تحرک کمتر و کمتر می شود.


انسان هایی که در وسط چهار راه گرفتار شده اند، این گرفتاری به ایشان اجازه تحرک نمی دهد و چه بسا که اگر حرکت کند در گیرو دار حوادث آسیبی به خود خواهد زد. حتی امکان تلف شدن هم است. انسان دارای صداقت توام با تدبیر تحرکاتش هم همواره طوری خواهد بود که از تدبیرش بهره بگیرد و هیچ گاه صداقت خود را خدشه دار نکند. بنابراین در تمام موارد تحرک نخواهد داشت ولی در مواردی که هم در آن صداقت باشد و هم تدبیر قویا عمل می کند و شرایط بیرونی هم زیاد او را از کوره بدر نخواهد برد. انسان باصداقت و تدبیر هم تصویر ذهنی مطلوبی دارد و هم از اطلاعاتش به خوبی بهره می گیرد. بنابراین تحرک عادلانه و عاقلانه و اصولی خواهد داشت.


ویژگی چهارم خود انگیزشی است. انسان باری به هر جهت نمی تواند انگیزه لازم برای امور داشته باشد و مرتبا کسی باید او را هل دهد. انسان در راه تکامل هم می تواند انگیزه داشته باشد و هم می تواند از آن بی بهره باشد. این انسان تحت تاثیر عوامل بیرونی است و همین امر باعث می شود که انگیزه اش دچار نوسان شود. انسان متعالی حتی انگیزه دارد و کسی که یار اوست هیچ گاه او را تنها نخواهد گذاشت. انسان در راه تکامل به سوی تعالی قاعدتا باید انگیزه داشته باشد چون هر چه به حق تعالی نزدیک تر باشد از آن منبع روحیه قوی تر می گیرد و با منابع علمی که انتخاب می کند در هر جا احساس ضعف کند از هر دو منبع استفاده خواهد کرد. بنابراین هر چه دراین راه ثابت قدم تر باشد بهتر نتیجه می گیرد و با انگیزه تر می گردد.


انسان فرصت طلب در مورد کارهای مورد تایید خود بسیار با انگیزه عمل می کند ولی در مورد سایر کارها انگیزه اش نوسان شدید نشان خواهد داد. انسان با صداقت مادامی که احساس کند محیط اش یک محیط با صداقت است انگیزه بسیار بالایی دارد ولی اگر شرایط بیرونی مطلوب نباشد رفته رفته این انگیزه بی روح و بی رنگ خواهد شد به طوری که ممکن است حتی او را منزوی کند. انسانی که در چهار راه حوادث و بلاتکلیف است می تواند انگیزه داشته باشد. ولی چون گرفتار حوادث چهارراه است این انگیزه دوام نخواهد داشت. انسان با صداقت و تدبیر چون انسانی است متعادل می تواند از انگیزه بالایی برخوردار باشد و معمولا این نوع انسان به ندرت انگیزه خود را از دست می دهد. این بود چهار ویژگی یک انسان خردمند.

 

****

 

منبع : مقاله " ویژگی های انسان خردمند  "  تهیه کننده : دکتر حمید کرمی- انتشار روزنامه مردم سالاری

آيا مي دانيد؟

آيا می دانید که طولاني ترين دوران پادشاهي بر اساس مدارك تاريخي متعلق به پادشاه مصر ميباشد كه تقريبا" دو هزار و سيصد سال پيش از ميلاد در زماني كه نوزادي بيش نبود تاج گذاري كرد و سلطنت او نود و چهار سال بطول انجاميد.

- يک پارادوکس
سقراط گفته يوناني ها دروغگو هستند ولي خود سقراط هم يونانيه پس دروغ ميگه که يوناني ها دروغ ميگن پس يونانيها راستگو هستند و سقراط هم که يک يونانيه پس راستگوست پس راست ميگه که يونانيها دروغگو هستند پس...........آخر يونانيها دروغگواند يا راستگو !؟

- ايا می دانید که در حال حاضر بيش از 6 ميليون اختراعات وجود دارد که توماس اديسون با 1093 اختراع رکورد را در دست دارد.

- ايا ميدانیدنور ميتواند دور کره ی زمين (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانيه طی کند.

- الكترون معناي يوناني كهربا است كهربا ماده اي است كه در مالش به پارچه پشمي باردار شده و خرده هاي كوچك كاه را جذب مي كنداين ربايش بعلت نيرويي مرموز اتفاق مي افتد كه يونانيان آن را الكتريسيته ناميده اند.

- يکي از شديدترين نعره ها در بين حيوانات به شير آفريقايي تعلق دارد صدای نعره آنها تا سه کيلومتری شنيده ميشود اسب آبي هم جزء حيواناتي ست که داری نعره بلندی ميباشد ، تا آنجا که حيوانات آبي در زير آب نعره آنها رو ميشنوند ولي با همه اين اوصاف شديدترين نعره ها متعلق به والها مي باشد آنها ميتوانند نعره ای معادل دويست دیسيبل توليد کند برای مقايسه بايستي بگويم که اين نعره از صدای موتور يک جت بيشتر مي باشد.

- آيا می دانید که شهر ممنوع واقع در پكن در كشور چين بزرگترين قصر پادشاهي جهان است اين قصر شامل هفده قصر و پنج تالار ميباشد.

شهادت حضرت صدیقه کبری بر تمامی مسلمانان تسلیت باد

آیا اشکال دارد زن از شوهرش بخواهد که به او بگوید ، دوستت دارم؟

  •  آیا اشکال دارد زن از شوهرش بخواهد که به او بگوید ، دوستت دارم؟
  • هیچ اشکالی ندارد البته با شرایطی که عرض خواهم کرد . در مواردی که نمی توانند این نیاز را به شکل کلامی ابراز کنند ، راهکارهای دیگری هم داریم . میتوانند از روش الگوئی استفاده کنند . شما چند بار بگویید ، آقا، من شما را دوست دارم . بالاخره آقا هم بازخوردی دارد و میگوید : خانم من هم شما را دوست دارم . این القائ غیر مستقیم میشود و این، شیوه ها و مصادیقی دارد . یکی هدیه دادن کتاب است. کتابهایی که در این زمینه معرفی کرده ام، به شوهرشان هدیه کنند و اظهار محبت به همسر وجه مشترک این کتابها است ، دیگری روش مکاتبه است ، خیلی ها فکر میکنند روش مکاتبه برای وقتی است که طرف دور باشد ، خیر . این اختصاص به راه دور ندارد . شما میتوانید کنار هم باشید و به هم نامه بنویسید . این دیگر ارتباط کلامی نیست ، مکاتبه ای است و نیازتان را ابراز کنید . این شیوه هایی است برای کسانی که نمی توانند ابراز کنند. مثلا اگر خانم میخواهد با کلام ، ابراز محبت کند ، باید در مکان مناسبی باشد. متاسفانه خانم ها ، در جلوی جمع ، این خواسته شان را اعلام میکنند و ممکن است مرد شما مقاومت کند و خوشش نیاید ، یا در زمان نامناسب می گویند . زمان ، در طرح نیاز ما خیلی مفید است ، زمانی که ارتباط عاطفی با همسرتان دارید ، زمانی که هدیه می دهید ، میتوانید نیازتان را مطرح فرمایید . به لحن تان هم توجه کنید . لحن مهم است . یک وقت شما گله میکنید و معمولا خانم ها این نیازها را در دعواها مطرح میکنند نه در یک موقعیت متعارف و خوب . مثلا نیازی داشته اند ، آقا توجه نکرده و تنشی هم ایجاد شده ، اینجا بهشان فشار می آید و می گویند : چقدر به شما بگویم ، من زن هستم و نیاز دارم و به من بگو دوستت دارم ؟ چرا نمی گویی؟ این حالت شکوه را دارد و جواب نمی دهد و لطفاً این نوع پیامها را کم بدهند . متاسفانه زیاده روی می کنند ، یک بار پیام بدهید ، بگذارید مردتان تجزیه و تحلیل کند . خانم ها فکر میکنند که ما آقایان فراموشکار هستیم . ممکن است آقا به روی خودش نیاورد ولی فراموش کار نیست . بگذارید در ذهن خودش تجزیه و تحلیل کند ولی در ضمیر ناخودآگاه ثبت میشود و در ذهنش هم ، هست و انشا ء اله نیاز شما هم برآورده میشود.
    از ویژگی های انسان کریم ، این است که قبل از اینکه از کسی خواسته اش را مطرح کند ، به خواسته اش جواب بدهند . اولیاء الهی این جوری بودند . امامان ما ، قبل از اینکه سائل بیاید ،  به سوالش جواب می دادند . این ویژگی انسان کریم است.
  • دانستنی های جالب از تاریخ ایران

     

    آیا می‌دانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

    آیا می‌دانید: کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و به دلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد. اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان می دهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

    آیا می‌دانید: داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالت‌های ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران را بر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک (طلا) و سیکو (نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج‌ترین پول‌های جهان شد.

    آیا می‌دانید: داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می‌بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت.

    آیا می‌دانید: داریوش در پایئز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد.

    آیا می‌دانید: کورش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد.
    آیا می‌دانید: داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین می رفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت.

    آیا می‌دانید: اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه‌سازی شده باشد و فقط ساخت ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ 80 سال به طول انجامید.

    آیا می‌دانید: داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر را به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یک بار یک سکه طلا (داریک) می‌داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن، کره، عسل و پنیر می‌داده است و آنها هر 10 روز یک بار استراحت داشتند.

    آیا می‌دانید: داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می‌داده است که به گفته مورخان گرانترین کاخ دنیا محسوب می‌شده. این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است.

    آیا می‌دانید: تقویم کنونی (ماه 30 روز) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیئتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی «دنی تون» بسیج کرده بود. بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است.

    آیا می‌دانید: داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گذاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند.

    آیا می‌دانید: داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه، وزارت آب، سازمان املاک، سازمان اطلاعات، سازمان پست و تلگراف (چاپارخانه) را بنیان نهاد.

    آیا می‌دانید: اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.

    آیا می‌دانید: داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد.

    آیا می‌دانید: فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد.

    آیا می‌دانید: در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد. او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت.

    داریوش در سال 521 قبل از میلاد گفت: من عدالت را دوست دارم، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم.

    آماری عجیب در مورد انسان ها

    بشر پر حرف ترين موجود روي زمين است. اين آمار را اخيرا از سوي پزشکان روسيه منتشر شده.

    اين محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در اين مدت انسان 13 سال حرف مي زند، 6 سال غذا مي خورد و 23 سال نيز مي خوابد.

    هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا مي خورد. اگر وزن افراد را 75 تا 80 کيلو گرم بگيريم بايد گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا مي خورد. در مدت يک روز يا 24 ساعت 1000 ليتر هوا تنفس مي کند وقلبش در هر 1 دقيقه 80 تا 100 بار مي زند. با اين شرايط
    قلب
    انسان در طول زندگيش دو ميليارد و58 ميليون بار بدون وقفه واغلب بدون کوچکترين مشکلي مي زند.

    انسان تنها موجودي است که راست قامت است و روي دو پا راه مي رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر مي دارد يعني 7 ميليون قدم در سال. در 70 سالگي تعداد اين قدمها به 500 ميليون مي رسد يعني 500 هزار کيلومتر راه رفته. با اين محاسبات مي توان نتيجه گرفت که هر فرد در طول زندگيش مي تواند 9 بار کره ي زمين را دور بزند و با پاي پياده به کره ي
    ماه
    برود با توجه به اينکه فاصله زمين تا ماه 390 هزار کيلومتر است .....

    بدن انسان به وسيله ي پوشش شگفت انگيزي محافظت مي شود. اين پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 ميليون ميکروب روي آن مي نشيند و 29 ميليون آن کشته مي شود و پس از 2 ساعت از اين 30 ميليون فقط 7 هزار تاي آن باقي مي ماند.

    در بدن انسان بين 2 تا 4 ميليون نقطه ي درد و جود دارد که حساسيت آن نسبت به موقعيت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگيزي دارد و مي تواند گرماي 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتي اگر به تدريج گرم شود در فضاي خشک مي تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترين ميزان برودت که بدن قادر به ايستادگي در برابر آن است 27 درجه زير صفر است.

    انسان مي تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند. حساسترين عضو بدن چشم است که مي تواند 10 هزار رنگ را تشخيص دهد وبالاخره اينکه نوزادان تا 8 ماهگي دنيا را سياه وسفيد مي بينند.

    جنگ با ماهواره

    هجوم پنهان

    6ـ امنيت ملّى و منافع حياتى

    الف ـ تعريف: به رغم كاربرد و سيع و مكرر «امنيت ملى» در متون نظامى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى و با وجود ارائه تعاريف متعدد از آن، هنوز تعريف روشن و جامع آن دشوار مى نمايد. براى «امنيت ملى» تعريف هاى گوناگون آورده اند; مانند:
    1. نبود تهديد نظامى;
    2. محافظت از كشور در برابر حمله نظامى يا اقدامات واژگون سازى از خارج;
    3. توانايى كشور در دفع تهديدهاى خارجى عليه منافع سياسى يا منافع ملّى خود;
    4. والترلپمن، نويسنده و محقق امريكايى: يك ملت وقتى داراى امنيت است كه در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش هاى اساسى خود را حفظ كند و در صورت اقدام به جنگ، بتواند آن را به پيش ببرد.80
    5. مفهوم «امنيت ملى» برآمده از مفهوم «منافع ملى» است; يعنى آنچه شامل حفظ هويت فيزيكى، سياسى و فرهنگى كشور و محافظت كشور از دست اندازى هاى خارجى مى شود; منافع حياتى كه در مورد آن نمى توان دست به سازش زد. همه كشورها داراى منافع حياتى هستند و مى كوشند به هر نحو ممكن از آن دفاع كنند.81
    تا دو دهه پيش، «امنيت ملى» يك معناى نظامى داشت كه در چارچوب سخت افزارهاى نظامى تعريف مى شد و تهديد نظامى مهم ترين تهديد و آشكارترين اقدام عليه امنيت ملى يك كشور محسوب مى گرديد، اما پس از جنگ جهانى اول و عمدتاً دهه هاى پس از جنگ جهانى دوم، تحولات شگرفى در زمينه فن آورى رخ داد، به نحوى كه به سهولت مى توان گفت: تمامى جوانب زندگى انسان دست خوش تغيير شد كه مهم تر از همه، تحول فن آورى هاست. نمونه بارز آن، ماهواره و برنامه هاى ماهواره اى و شبكه اينترنت است. مسلماً دگرگونى مفاهيم به ويژه مفهوم امنيت ملى نيز از نتايج همين مسأله است. تحول فن آورى از راه هاى گوناگون بر مفهوم امنيت ملى تأثير گذاشته است.82
    ب ـ ادهاف امنيت ملى: هدف اصلى و عناصر مشترك زيربناهاى امنيت ملى عبارت است از:
    1. حفظ استقلال و تماميت ارضى;
    2. تحقق رفاه مردم و ثبات سياسى كشورها;
    3. حفظ و اشاعه ارزش هاى ملى ـ اعتقادى;
    4. فراهم كردن امكان فراغت خاطر نسبت به تهديدهاى احتمالى.83
    ج ـ تهديد عليه امنيت ملى: على رغم كاربرد سياسى يا تبليغاتى اين واژه، مى توان به دو نمونه تعريف ذيل براى تهديد عليه امنيت ملى اشاره كرد:
    1. ريچارد اولمان مى گويد: تهديد نسبت به امنيت ملى عبارت از يك عمل يا يك سلسله حوادث است كه يا طى زمانى كم و بيش كوتاه كيفيت زندگى ساكنان يك كشور را شديداً تهديد كند و يا دامنه اختيار يك حكومت يا يك كشور يا واحدهاى خصوصى متعلق به يك كشور (افراد، گروه ها، شركت ها) را در انتخاب سياست مقتضى به شدت به مخاطره اندازد. اين تعريف منطبق با برداشت هاى غربى است.
    2. هرگونه عمل يا حوادثى كه امنيت اقتصادى، اجتماعى، داخلى يا نظام سياسى ـ عقيدتى و ساكنان يك كشور را تهديد كند، تهديد عليه امنيت ملى است. در اين تعريف، مسائل فرهنگى و عقيدتى و يا اقتصادى و يا نوع نظام سياسى جزو مسائل امنيتى است.84

    7ـ تهاجم فرهنگى

    آنچه در حوزه بحث ما قرار دارد تبليغات و تحت تأثير قرار دادن افكار عمومى و يا ارزش هاى اصيل يك جامعه است. تبليغات ـ چنان كه اشاره شد ـ يكى از ابزارهاى پيشبرد هدف هاى سياست خارجى است; يعنى تلاش برنامه ريزى شده يك دولت براى تأثير نهادن بر ارزش ها و نگرش هاى گروهى از مردم يك كشور براى هدايت افكار و اعمال آنان به سوى هدف هاى تعيين شده.
    كشورى كه مى خواهد رفتار مردم كشور ديگر را به وسيله تبليغات در جهت منافع خود و به رغم نگرش ها و سياست هاى دولت خودى هدايت كند، به وسايل گوناگونى همچون راديو، تلويزيون، نوارهاى ويديويى و يا برنامه هاى ماهواره اى با بهره گيرى از شيوه هاى روان شناختى متوسّل مى شود.
    شيوه ها و شگردهاى تبليغاتى روز به روز علمى تر و زيركانه تر مى شود. لازم نيست تبليغات همواره متوجه شوراندن همه يا بخشى از مردم يك كشور باشد، گاهى هدف تبليغات اين است كه مردم يك كشور و يا گروه هايى از آنان را تحت تأثير قرار دهد تا آن ها نيز با فشار بر دولت، بر تصميمات مقامات دولتى اثر گذارند. از اين رو، وقتى مقامات نظام مقدس اسلامى، به خصوص مقام معظّم ولايت، حضرت آية الله خامنه اى ـ مدظله العالى ـ از تهاجم فرهنگى سخن مى گويند به بُعدِ عظيم تبليغات خارجى براى تأثيرگذارى بر ارزش ها، نگرش ها و رفتار مردم كشورمان اشاره دارند.85
    به برخى از شگردهاى نفوذ و آثار تبليغات در افكار عمومى و نگرش هاى مردم اشاره شد،86 اما علاوه بر آن، تصورى كه مردم يك كشور نسبت به كشورهاى خارجى دارند، بيش تر مبتنى بر اخبار، گزارش ها، فيلم ها و عمدتاً با توجه به رويدادهاى فرهنگى است، نه بر اساس تجارب مستقيم و جامع. بدين روى، تصور و نگرش آنان نسبت به كشورهاى خارجى نارساست. بنابراين، هر كشوى با تبليغات مى تواند از طريق نمايش برخى موفقيت ها و دستاوردها، نظر مردم يا گروه هايى از كشور ديگر را به سوى خود جلب كند. هنوز بسيارى از مردم كشورهاى آسيايى و افريقايى به بهشت امريكايى باور دارند. آنان از وضع قشرهاى فقير اين كشور بى اطلاع اند، مگر هنگامى كه سياه پوستان لوس آنجلس قيام كنند تا گوشه هايى از زندگى امريكايى بر همگان معلوم گردد.
    با تبليغات وسيع مبنى بر اين كه حكومت كشور مورد نظر دولتى فاسد يا دست نشانده است، اعتبار و قدرت دولت را در انظار مردم كشور خود و جهانيان خدشه دار مى كنند. بى اعتنايى مردم به حكومت و جدا كردن گروه هايى از آن، آغاز براندازى دولت است. همچنان كه ممكن است اين اقدام با شگرد بهره بردارى از اختلافات و شكاف هاى درون جامعه در جهت به راه انداختن حركات خشونت آميز مانند كشتارهاى فرقه اى، برخوردهاى قومى و محلى و اعتصاب و آشوب براى بى اعتبار كردن و هتك حيثيت حكومت باشد.87
    بنابراين، هرگونه برنامه اى كه از طريق رسانه هاى جمعى ارتباطات از جمله ماهواره ارزش هاى اساسى مذهبى، فرهنگى، اجتماعى، سياسى يا اقتصادى جامعه را تهديد كند، اقدامى عليه امنيت ملى محسوب مى شود و بايد از آن منع گردد.

    نتيجه

    1. خير دنيا و آخرت به فرموده رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)، در سايه علم، و بدبختى و شرّ دنيا و آخرت در سايه بى خبرى و جهل است.
    2. پيشرفت صنايع به دنبال علوم و اختراع وسايل براى آگاهى هر چه بيش تر مردم ـ فى نفسه ـ نه تنها مذموم نيست، بلكه كارى مطلوب است.
    3. اطلاعات انواع و اقسامى دارد: اطلاعات صحيح سودمند كه تعلّم و تعليم آن مطلوب است و اطلاعات غلط و آلوده كه ممنوع مى باشد; چرا كه حيات معقول را به مخاطره مى اندازد.
    4. فن آورى استفاده از ماهواره، چه براى دريافت تصاوير و اطلاعات و چه براى پخش آن هيچ گونه قبح ذاتى ندارد.
    5. استفاده آزاد و بدون پالايش از ماهواره ممنوع و مذموم است; به دليل وجود آلودگى هاى فراوان در جريان اطلاعاتى ـ رسانه اى. اين آلودگى به مراتب از آلودگى زيست محيطى خطرناك تر است. امروزه كه حساسيت نسبت به آلودگى محيط زيست به جايى رسيده كه استفاده از دخانيات، نه تنها در اماكن عمومى، بلكه در ساختمان هاى بزرگ نيز ممنوع شده است، چگونه مى توان نسبت به آلودگى اطلاعاتى بى تفاوت بود؟! غربى ها هم نسبت به مسائلى كه حساسيت دارند واكنش نشان مى دهند و دقيقاً به همين دليل، در ژاپن استفاده فردى و مستقيم از برنامه هاى ماهواره ممنوع است و يا در فرانسه، درصدد محدود كردن دريافت برنامه هاى امريكايى هستند; زيرا فرهنگ آن ها را تهديد مى كنند.
    6. با توجه به اين كه اولاً، فن آورى پيشرفته در دست غرب است و اين انتقال افكار و انديشه ها و اطلاعات يك سويه مى باشد; ثانياً، فرهنگ غربى، فرهنگ منحطى است كه انسان را به رده حيوانات تنزل مى دهد و براى او جز حيات طبيعى محض، كه مخصوص گياهان و حيوانات است، حيات ديگرى قايل نمى باشد; ثالثاً، ماهيت استكبارى امريكا و كشورهاى غربى، كه هميشه درصدد تحميل سلطه نظامى، اقتصادى، فرهنگى و سياسى خود به ساير كشورهاى ضعيف هستند، مى توان گفت: گرچه فن آورى ماهواره اى ـ فى حد نفسه ـ مطلوب است، اما بسان شمشيرى دو لبه است، به خصوص آن كه در وضعيت كنونى و با اوصاف مذكور، لبه تيز آن فقط به كشورهاى جهان سوم فشار وارد مى كند.
    7. نمونه برنامه هايى كه تاكنون پخش شده بيانگر اين واقعيت بوده است كه ارسال كنندگان آن، حتى در بخش اخبار و برنامه هاى آموزشى نيز رعايت صداقت و حسن نيت در راه حقوق بشر براى اكتساب اطلاعات را مد نظر قرار نداده اند.
    8ـ با توجه به مطالب بيان شده و استفاده تبليغى سوء از ماهواره، برنامه هاى آن اكنون اقدامى عليه امنيت ملى كشور، ناقض حاكميت كشورها و ارزش هاى اصيل آنان به شمار مى رود و موجب تشديد جنگ سرد و احياناً روزنه هاى آغاز درگيرى هاى داخلى و خارجى خواهد شد.
    9ـ خلاصه آن كه با توجه به موارد مذكور، وسايل ارتباطات جمعى از جمله ماهواره، گرچه مى تواند وسيله اى براى رشد و شكوفايى جوامع باشد، اما اينك وسيله اى است براى تهاجم فرهنگى و تهديدى عليه امنيت ملى و اقدامى در جهت نقض حاكميت كشورها.
    بنابراين، صرف نظر از اختلافاتى كه در حيطه وظايف و رسالت حكومت هاست، در خود حكومت هاى ليبرال ـ دموكراتيك نيز مسأله امنيت اجتماعى جزو وظايف حكومت مى باشد; چرا كه هر كارى به نحوى ناهنجارى اجتماعى را سبب شود، مخلّ امنيت اجتماعى و ممنوع است.
    به عبارت ديگر، اگر حوزه وظايف حكومت را دست كم «تأمين» ـ در معناى وسيع آن ـ درنظر بگيريم، در اين صورت هم برنامه هاى ابتذال آور ماهواره ها ممنوع است. پس بايد از نظر حقوق اساسى و احترام به حاكميت دولت ها، برنامه هاى ماهواره اى به يك حدود و شرايطى محدود و مقيّد شود، چه رسد به نظام اسلامى كه وظايف و رسالت حكومت را وسيع تر از حد امنيت مى داند.
    برنامه هاى ماهواره اى به لحاظ عناوين ثانويه اى، كه از ذاتيات جامعه غربى يا مقارن ذات آن است ـ يعنى انحطاط فرهنگى و ماهيت استكبار ـ اين فن آورى يكسره در اختيار غرب است، اين برنامه ها نه تنها به رشد جوامع بشرى كمك نمى كند، بلكه وسايل مفسده آورى براى تهاجم فرهنگى به شمار مى رود. اين مسأله آنچنان جدّى است كه حتى شيمون پرز، وزير خارجه سابق اسرائيل، گفته بود: «برنامه هاى ابلهانه اى كه به زبان هاى خارجى به ما مى رسد به اندازه حمله به مرزهايمان براى ما خطرناك است.»88

    پی نوشت ها:
    75ـ سعيد ميرزايى نيكجه، پيشين، ص ...
    76ـ Gene M - Lyons, Michael Mastanduno، «مداخله بين المللى، حاكميت دولت و آينده جامعه بين المللى»، اطلاعات سياسى، اقتصادى، ترجمه خجسته عارف نيا، ش 6، ص 6
    77ـ قطعنامه مورخ 1974
    78ـ هوشنگ مقتدر، حقوق بين الملل عمومى، چاپ دوم، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1373، ص 127 ـ 128
    ـ
    ادامه نوشته

    هجوم پنهان

    6ـ امنيت ملّى و منافع حياتى

    الف ـ تعريف: به رغم كاربرد و سيع و مكرر «امنيت ملى» در متون نظامى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى و با وجود ارائه تعاريف متعدد از آن، هنوز تعريف روشن و جامع آن دشوار مى نمايد. براى «امنيت ملى» تعريف هاى گوناگون آورده اند; مانند:
    1. نبود تهديد نظامى;
    2. محافظت از كشور در برابر حمله نظامى يا اقدامات واژگون سازى از خارج;
    3. توانايى كشور در دفع تهديدهاى خارجى عليه منافع سياسى يا منافع ملّى خود;
    4. والترلپمن، نويسنده و محقق امريكايى: يك ملت وقتى داراى امنيت است كه در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش هاى اساسى خود را حفظ كند و در صورت اقدام به جنگ، بتواند آن را به پيش ببرد.80
    5. مفهوم «امنيت ملى» برآمده از مفهوم «منافع ملى» است; يعنى آنچه شامل حفظ هويت فيزيكى، سياسى و فرهنگى كشور و محافظت كشور از دست اندازى هاى خارجى مى شود; منافع حياتى كه در مورد آن نمى توان دست به سازش زد. همه كشورها داراى منافع حياتى هستند و مى كوشند به هر نحو ممكن از آن دفاع كنند.81
    تا دو دهه پيش، «امنيت ملى» يك معناى نظامى داشت كه در چارچوب سخت افزارهاى نظامى تعريف مى شد و تهديد نظامى مهم ترين تهديد و آشكارترين اقدام عليه امنيت ملى يك كشور محسوب مى گرديد، اما پس از جنگ جهانى اول و عمدتاً دهه هاى پس از جنگ جهانى دوم، تحولات شگرفى در زمينه فن آورى رخ داد، به نحوى كه به سهولت مى توان گفت: تمامى جوانب زندگى انسان دست خوش تغيير شد كه مهم تر از همه، تحول فن آورى هاست. نمونه بارز آن، ماهواره و برنامه هاى ماهواره اى و شبكه اينترنت است. مسلماً دگرگونى مفاهيم به ويژه مفهوم امنيت ملى نيز از نتايج همين مسأله است. تحول فن آورى از راه هاى گوناگون بر مفهوم امنيت ملى تأثير گذاشته است.82
    ب ـ ادهاف امنيت ملى: هدف اصلى و عناصر مشترك زيربناهاى امنيت ملى عبارت است از:
    1. حفظ استقلال و تماميت ارضى;
    2. تحقق رفاه مردم و ثبات سياسى كشورها;
    3. حفظ و اشاعه ارزش هاى ملى ـ اعتقادى;
    4. فراهم كردن امكان فراغت خاطر نسبت به تهديدهاى احتمالى.83
    ج ـ تهديد عليه امنيت ملى: على رغم كاربرد سياسى يا تبليغاتى اين واژه، مى توان به دو نمونه تعريف ذيل براى تهديد عليه امنيت ملى اشاره كرد:
    1. ريچارد اولمان مى گويد: تهديد نسبت به امنيت ملى عبارت از يك عمل يا يك سلسله حوادث است كه يا طى زمانى كم و بيش كوتاه كيفيت زندگى ساكنان يك كشور را شديداً تهديد كند و يا دامنه اختيار يك حكومت يا يك كشور يا واحدهاى خصوصى متعلق به يك كشور (افراد، گروه ها، شركت ها) را در انتخاب سياست مقتضى به شدت به مخاطره اندازد. اين تعريف منطبق با برداشت هاى غربى است.
    2. هرگونه عمل يا حوادثى كه امنيت اقتصادى، اجتماعى، داخلى يا نظام سياسى ـ عقيدتى و ساكنان يك كشور را تهديد كند، تهديد عليه امنيت ملى است. در اين تعريف، مسائل فرهنگى و عقيدتى و يا اقتصادى و يا نوع نظام سياسى جزو مسائل امنيتى است.84

    7ـ تهاجم فرهنگى

    آنچه در حوزه بحث ما قرار دارد تبليغات و تحت تأثير قرار دادن افكار عمومى و يا ارزش هاى اصيل يك جامعه است. تبليغات ـ چنان كه اشاره شد ـ يكى از ابزارهاى پيشبرد هدف هاى سياست خارجى است; يعنى تلاش برنامه ريزى شده يك دولت براى تأثير نهادن بر ارزش ها و نگرش هاى گروهى از مردم يك كشور براى هدايت افكار و اعمال آنان به سوى هدف هاى تعيين شده.
    كشورى كه مى خواهد رفتار مردم كشور ديگر را به وسيله تبليغات در جهت منافع خود و به رغم نگرش ها و سياست هاى دولت خودى هدايت كند، به وسايل گوناگونى همچون راديو، تلويزيون، نوارهاى ويديويى و يا برنامه هاى ماهواره اى با بهره گيرى از شيوه هاى روان شناختى متوسّل مى شود.
    شيوه ها و شگردهاى تبليغاتى روز به روز علمى تر و زيركانه تر مى شود. لازم نيست تبليغات همواره متوجه شوراندن همه يا بخشى از مردم يك كشور باشد، گاهى هدف تبليغات اين است كه مردم يك كشور و يا گروه هايى از آنان را تحت تأثير قرار دهد تا آن ها نيز با فشار بر دولت، بر تصميمات مقامات دولتى اثر گذارند. از اين رو، وقتى مقامات نظام مقدس اسلامى، به خصوص مقام معظّم ولايت، حضرت آية الله خامنه اى ـ مدظله العالى ـ از تهاجم فرهنگى سخن مى گويند به بُعدِ عظيم تبليغات خارجى براى تأثيرگذارى بر ارزش ها، نگرش ها و رفتار مردم كشورمان اشاره دارند.85
    به برخى از شگردهاى نفوذ و آثار تبليغات در افكار عمومى و نگرش هاى مردم اشاره شد،86 اما علاوه بر آن، تصورى كه مردم يك كشور نسبت به كشورهاى خارجى دارند، بيش تر مبتنى بر اخبار، گزارش ها، فيلم ها و عمدتاً با توجه به رويدادهاى فرهنگى است، نه بر اساس تجارب مستقيم و جامع. بدين روى، تصور و نگرش آنان نسبت به كشورهاى خارجى نارساست. بنابراين، هر كشوى با تبليغات مى تواند از طريق نمايش برخى موفقيت ها و دستاوردها، نظر مردم يا گروه هايى از كشور ديگر را به سوى خود جلب كند. هنوز بسيارى از مردم كشورهاى آسيايى و افريقايى به بهشت امريكايى باور دارند. آنان از وضع قشرهاى فقير اين كشور بى اطلاع اند، مگر هنگامى كه سياه پوستان لوس آنجلس قيام كنند تا گوشه هايى از زندگى امريكايى بر همگان معلوم گردد.
    با تبليغات وسيع مبنى بر اين كه حكومت كشور مورد نظر دولتى فاسد يا دست نشانده است، اعتبار و قدرت دولت را در انظار مردم كشور خود و جهانيان خدشه دار مى كنند. بى اعتنايى مردم به حكومت و جدا كردن گروه هايى از آن، آغاز براندازى دولت است. همچنان كه ممكن است اين اقدام با شگرد بهره بردارى از اختلافات و شكاف هاى درون جامعه در جهت به راه انداختن حركات خشونت آميز مانند كشتارهاى فرقه اى، برخوردهاى قومى و محلى و اعتصاب و آشوب براى بى اعتبار كردن و هتك حيثيت حكومت باشد.87
    بنابراين، هرگونه برنامه اى كه از طريق رسانه هاى جمعى ارتباطات از جمله ماهواره ارزش هاى اساسى مذهبى، فرهنگى، اجتماعى، سياسى يا اقتصادى جامعه را تهديد كند، اقدامى عليه امنيت ملى محسوب مى شود و بايد از آن منع گردد.

    نتيجه

    1. خير دنيا و آخرت به فرموده رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)، در سايه علم، و بدبختى و شرّ دنيا و آخرت در سايه بى خبرى و جهل است.
    2. پيشرفت صنايع به دنبال علوم و اختراع وسايل براى آگاهى هر چه بيش تر مردم ـ فى نفسه ـ نه تنها مذموم نيست، بلكه كارى مطلوب است.
    3. اطلاعات انواع و اقسامى دارد: اطلاعات صحيح سودمند كه تعلّم و تعليم آن مطلوب است و اطلاعات غلط و آلوده كه ممنوع مى باشد; چرا كه حيات معقول را به مخاطره مى اندازد.
    4. فن آورى استفاده از ماهواره، چه براى دريافت تصاوير و اطلاعات و چه براى پخش آن هيچ گونه قبح ذاتى ندارد.
    5. استفاده آزاد و بدون پالايش از ماهواره ممنوع و مذموم است; به دليل وجود آلودگى هاى فراوان در جريان اطلاعاتى ـ رسانه اى. اين آلودگى به مراتب از آلودگى زيست محيطى خطرناك تر است. امروزه كه حساسيت نسبت به آلودگى محيط زيست به جايى رسيده كه استفاده از دخانيات، نه تنها در اماكن عمومى، بلكه در ساختمان هاى بزرگ نيز ممنوع شده است، چگونه مى توان نسبت به آلودگى اطلاعاتى بى تفاوت بود؟! غربى ها هم نسبت به مسائلى كه حساسيت دارند واكنش نشان مى دهند و دقيقاً به همين دليل، در ژاپن استفاده فردى و مستقيم از برنامه هاى ماهواره ممنوع است و يا در فرانسه، درصدد محدود كردن دريافت برنامه هاى امريكايى هستند; زيرا فرهنگ آن ها را تهديد مى كنند.
    6. با توجه به اين كه اولاً، فن آورى پيشرفته در دست غرب است و اين انتقال افكار و انديشه ها و اطلاعات يك سويه مى باشد; ثانياً، فرهنگ غربى، فرهنگ منحطى است كه انسان را به رده حيوانات تنزل مى دهد و براى او جز حيات طبيعى محض، كه مخصوص گياهان و حيوانات است، حيات ديگرى قايل نمى باشد; ثالثاً، ماهيت استكبارى امريكا و كشورهاى غربى، كه هميشه درصدد تحميل سلطه نظامى، اقتصادى، فرهنگى و سياسى خود به ساير كشورهاى ضعيف هستند، مى توان گفت: گرچه فن آورى ماهواره اى ـ فى حد نفسه ـ مطلوب است، اما بسان شمشيرى دو لبه است، به خصوص آن كه در وضعيت كنونى و با اوصاف مذكور، لبه تيز آن فقط به كشورهاى جهان سوم فشار وارد مى كند.
    7. نمونه برنامه هايى كه تاكنون پخش شده بيانگر اين واقعيت بوده است كه ارسال كنندگان آن، حتى در بخش اخبار و برنامه هاى آموزشى نيز رعايت صداقت و حسن نيت در راه حقوق بشر براى اكتساب اطلاعات را مد نظر قرار نداده اند.
    8ـ با توجه به مطالب بيان شده و استفاده تبليغى سوء از ماهواره، برنامه هاى آن اكنون اقدامى عليه امنيت ملى كشور، ناقض حاكميت كشورها و ارزش هاى اصيل آنان به شمار مى رود و موجب تشديد جنگ سرد و احياناً روزنه هاى آغاز درگيرى هاى داخلى و خارجى خواهد شد.
    9ـ خلاصه آن كه با توجه به موارد مذكور، وسايل ارتباطات جمعى از جمله ماهواره، گرچه مى تواند وسيله اى براى رشد و شكوفايى جوامع باشد، اما اينك وسيله اى است براى تهاجم فرهنگى و تهديدى عليه امنيت ملى و اقدامى در جهت نقض حاكميت كشورها.
    بنابراين، صرف نظر از اختلافاتى كه در حيطه وظايف و رسالت حكومت هاست، در خود حكومت هاى ليبرال ـ دموكراتيك نيز مسأله امنيت اجتماعى جزو وظايف حكومت مى باشد; چرا كه هر كارى به نحوى ناهنجارى اجتماعى را سبب شود، مخلّ امنيت اجتماعى و ممنوع است.
    به عبارت ديگر، اگر حوزه وظايف حكومت را دست كم «تأمين» ـ در معناى وسيع آن ـ درنظر بگيريم، در اين صورت هم برنامه هاى ابتذال آور ماهواره ها ممنوع است. پس بايد از نظر حقوق اساسى و احترام به حاكميت دولت ها، برنامه هاى ماهواره اى به يك حدود و شرايطى محدود و مقيّد شود، چه رسد به نظام اسلامى كه وظايف و رسالت حكومت را وسيع تر از حد امنيت مى داند.
    برنامه هاى ماهواره اى به لحاظ عناوين ثانويه اى، كه از ذاتيات جامعه غربى يا مقارن ذات آن است ـ يعنى انحطاط فرهنگى و ماهيت استكبار ـ اين فن آورى يكسره در اختيار غرب است، اين برنامه ها نه تنها به رشد جوامع بشرى كمك نمى كند، بلكه وسايل مفسده آورى براى تهاجم فرهنگى به شمار مى رود. اين مسأله آنچنان جدّى است كه حتى شيمون پرز، وزير خارجه سابق اسرائيل، گفته بود: «برنامه هاى ابلهانه اى كه به زبان هاى خارجى به ما مى رسد به اندازه حمله به مرزهايمان براى ما خطرناك است.»88

    پی نوشت ها:
    75ـ سعيد ميرزايى نيكجه، پيشين، ص ...
    76ـ Gene M - Lyons, Michael Mastanduno، «مداخله بين المللى، حاكميت دولت و آينده جامعه بين المللى»، اطلاعات سياسى، اقتصادى، ترجمه خجسته عارف نيا، ش 6، ص 6
    77ـ قطعنامه مورخ 1974
    78ـ هوشنگ مقتدر، حقوق بين الملل عمومى، چاپ دوم، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1373، ص 127 ـ 128
    ـ
    ادامه نوشته

    سالروزرحلت عارف اسلام تسلیت باد

    معلمي اشتغال نيست اشتعال است

    ماهواره

    انواع ماهواره ها





    انواع ماهواره های مصنوعی (قمرها) طبق مأموریتشان طبقه بندی می شوند. شش نوع اصلی از ماهواره های مصنوعی وجود دارند که عبارتند از:
    1- تحقیق علمی
    2- آب و هوا
    3- ارتباطات (مخابرات)
    4- ناوبری
    5- مشاهده زمین
    6- نظامی
    ماهواره های تحقیقات علمی، داده ها را برای تجزیه و تحلیل علمی جمع آوری می کنند. این ماهواره ها معمولاً برای یکی از سه نوع مأموریت زیر طراحی شده اند:
    1- برخی اطلاعاتی را درباره ترکیب و اثرات فضای نزدیک زمین جمع آوری می کنند. آنها ممکن است بسته به نوع اندازه گیری هایی که انجام می دهند در هر نوع مداری قرار گیرند.
    2- ماهواره هایی که تغییرات زمین و جو آن را ثبت می کنند. بسیاری از آنها در مدار قطبی، همزمان با خورشید حرکت می کنند).
    3- بقیه، سیارات، ستارگان و اشیای دور را مشاهده می کنند.
    بیشتر این ماهواره ها در مدارهای با ارتفاع پایین کار می کنند. ماهواره های تحقیق علمی هم به دور سیارات دیگر، ماه و خورشید می گردند.

    انواع ماهواره ها


    ماهواره های آب و هوایی به دانشمندان کمک می کنند تا الگوهای آب و هوایی را مطالعه کنند و آب و هوا را پیش بینی کنند. ماهواره های آب و هوایی شرایط جوی مناطق وسیعی را مشاهده می کنند.
    بعضی از ماهواره های آب و هوایی در یک مدار قطبی، همزمان با خورشید حرکت می کنند. از آن جایی که آنها نزدیک زمین هستند، آب و هوا را روی کل زمین جزء به جزء مشاهده می کنند. ابزار آنها ابرهای بالای زمین، دما، فشار هوا، رطوبت و ترکیب شیمیایی جو را (به خاطر این که آنها همیشه زمین را در همان زمان محلی مشاهده می کنند) اندازه گیری می کنند. دانشمندان به آسانی می توانند داده های آب و هوایی جمع شده در شرایط نور خورشید دایمی را با هم مقایسه کنند. همچنین شبکه ماهواره های آب و هوایی در این مدارها مانند یک سیستم جست و جو عمل می کنند و سیستم آنها برای کشف علایم از همه کشتی ها و بسیاری از هواپیماهای خصوصی و بازرگانی تجهیز شده است.
    ماهواره های دیگر آب و هوایی در مدارهای با ارتفاع بالا قرار دارند. از این مدارها آنها همیشه می توانند فعالیت آب و هوایی را بالای تقریباً نیمی از سطح زمین به طور همزمان مشاهده کنند. این ماهواره ها از تغییرات عکس می گیرند. آنها همچنین تصویر های ماورای بنفشی تولید می کنند که مقدار گرمایی که از زمین و ابرها می آید را نشان می دهد. ماهواره های ارتباطی به صورت ایستگاه های مرتبط عمل می کنند و علایم رادیویی را از یک مکان به مکان دیگری می رسانند. یک ماهواره ارتباطی می تواند برنامه های تلویزیونی یا هزاران مکالمه تلفنی را ارتباط دهد.

    انواع ماهواره ها 


    ماهواره های مخابراتی معمولاً در مدار با ارتفاع بالا بر بالای یک ایستگاه زمینی قرار می گیرند. بعضی وقت ها یک گروه از ماهواره های مخابراتی با مدار پایین در یک شبکه کار می کنند که صورت فلکی نامیده می شود. کار با هم و رساندن اطلاعات به همدیگر و استفاده کنندگان زمینی کار این ماهواره ها است. کشورها و تشکیلات بازرگانی و بنگاه های تلویزیونی و شرکت های تلفنی به طور مدام از این ماهواره ها استفاده می کنند.

    انواع ماهواره ها


    ماهواره های ناوبری هواپیماها و کشتی ها و حمل و نقل زمینی را در همه جای زمین برای تعیین مکانشان و تطبیق های لازم یاری می کنند. حتی مردم عادی هم بسته به هدفشان می توانند از ماهواره ها استفاده کنند. ماهواره ها علایم رادیویی را بیرون می فرستند که به وسیله یک گیرنده رایانه ای که که روی یک وسیله یا در دست حمل می شود نگه داشته می شود، مورد بهره برداری قرار می گیرند.
    ماهواره های ناوبری به صورت شبکه ای مورد بهره برداری قرار می گیرند وعلایم از یک شبکه می تواند به هرجای دیگری روی زمین برسد.گیرنده، فاصله اش را از دست کم سه ماهواره ای که علایمش رسیده حساب می کند و از آن برای تعیین مکانش استفاده می کند.

    انواع ماهواره ها


    ماهواره های مشاهده گر زمین برای نقشه برداری و دیدن منابع سیاره مان و هر تغییر در چرخه زندگی شیمیایی در زمین مورد استفاده قرار می گیرند. آنها مدارهای قطبی، همزمان با خورشید را طی می کنند. زیر روشنایی دایمی خورشید، آنها تصویرهایی را از نور قابل مشاهده و اشعه غیر قابل مشاهده می گیرند. رایانه های روی زمین تصاویر را ترکیب و تجزیه و تحلیل می کنند. دانشمندان ماهواره های مشاهده گر زمین را برای تعیین محل رسوبات ماده معدنی و برای تعیین مکان و اندازه ذخایر آب و برای تشخیص منابع آلودگی و مطالعه اثرات آلودگی و کشف گسترش بیماری ها در محصولات کشاورزی و جنگل ها مورد استفاده قرار می دهند. ماهواره های نظامی شامل ماهواره های آب و هوایی، مخابراتی و ارتباطاتی، ناوبری و مشاهده زمین برای اهداف نظامی هستند.
    بعضی از ماهواره های نظامی ماهواره های جاسوسی نامیده می شوند. آنها می توانند پرتاب موشک ها و مسیر کشتی ها از راه دریا و نقل و انتقال تجهیزات نظامی بر روی زمین را کشف کنند.

    منبع:www.020.ir

    وقتی رشته ی تحصیلی مد می شود!

    وقتی رشته ی تحصیلی مد می شود!

    مسئله متعلق به امروز هم نیست. مشکل جامعه ی غیر پویا و مقلد و دنباله رو همیشه همین است. یک دوره ی نه چندان کوتاه، فنی رفتن در این مملکت می شود اصل. و شما اگر بخواهید آدم حساب شوید و خدمتی به مملکت بکنید باید بروید فنی و گرنه همه به چشم تنبل و درس نخوان و IQ پایین به شما نگاه می کنند. یک دوره برای مذهبی های ما بعد از انقلاب حوزه مد شد و خیل کثیری به انگیزه ی امام شدن راهی حوزه شدند.خیلی از آدم های مشهور و متفکرین فعلی این دوره متعلق به همان رده ی سنی اند به ویژه آن ها که دانشگاه را نیمه کاره تمام کردند و راهی حوزه شدند. از کدیور و ملکیان و نبوی و عبودیت و هادوی و… بعضی های شان هم خیلی جزو صراط مستقیم به حساب نمی ایند.

    امروز هم علوم انسانی دارد مد می شود.اکثر بچه ها با انگیزه ی تولید علم می خواهند راهی این حوزه شوند. بحران معنایی و شور جوانی و ارمان گرایی، اضافه شده با تضاد نقش ها کنارش هم موج به راه افتاده ی جنبش نرم افزاری، نهضت تولید علم دینی همراه با غرب شناسی و نقد مدرنیته و مشخص شدن بحران سرمایه داری و…

    این کجا و آن کجا؟

    دوستان و همکاران عزیز،
    با همکاری و همدلی، آرزوی برپایی جهانی پر از عدالت و صلح دست یافتنی است و شعار انرژی هسته ای برای همه، سلاح هسته ای برای هیچکس مبنای تعامل انسان با انسان و انسان با طبیعت خواهد بود.
    به امید روزی که با برپایی عدالت، انسانی به خشم نیاید و چون آید سلاحی برای فرونشاندن خشمش نیابد.
    سلام بر عدالت و آزادی، سلام بر عشق و دلداری
    سلام بر پیرو مکتب رحمان، انسان عاشق انسان.

    داشتم مقایسه ای می کردم پیش خودم سخنرانی دولت اصلاحات را با سخنرانی دولت مهر ورزیُ دیدم با سخنرانی آنها به عزت و اقتدار ایرانی توجهی نمیشد اما با سخنرانی احمدی نژاد همه به ایرانی بودن خود افتخا رو می بالند البته اگر خود فروخته و غرب زده نشده باشند.

     

    گوگل اسراییلی تحریم گردد.

    ادامه نوشته

    بیایید گوگل را تحریم کنیم

     به نام ایزد دانا

    مسلمانان امت اسلامی و بالاخص مردم شریف ایران بیایید ،رژیم صهیونیستی را تحریم کنیم.مگر نه اینکه هر امریکایی مبلغ  هنگفتی نثار بقای اسرائیل می کند ،چرا امت اسلام که پیامبرش فرمود:اگر مسلمانی در شرق عالم فریاد مظلومیت سردهد ،و مسلمانی در غرب عالم بشنود و یاری اش نکند مسلمان نیست آیا واقعا ما مسلمانیم یا نان از این راه می خوریم.

    ملت عزیز ایران بیایید گوگل را تحریم کنیم ،چرا که بزرگترین حامی رژیم صهیونیستی است و پول های شما تیری خواهد شد بر قلب کودکان و زنان و جوانان فلسطینی،لبنانی،عراقی و تیری نرم و فرهنگی خواهد شد بر ذهن و تفکر جوانان ایرانی و توسعه شبیخون فرهنگی  که دارد بر آمار تلفات خود می افزاید.

    بیایید امر به معروف و نهی از منکر حسینی را زنده کنیم و اگاهی مردم از پشت پرده افکار سیاه و پلید اسرائیل و انگلیس و امریکا را افزایش دهیم.

    سایر محصولات رژیم صهیونسیتی که باید تحریم را شروع کنیم عبارتند از:

    1-مواد غذایی نستله،نسکافه،مگی،کافی میت،سرلاک

    2-نوشیدنی :کوکاکولا،فانتا،اسپرایت، داسانی،شوئیپس،کانادادرای

    پوشاک:3-

    dim ,Playtex,cham,hugo boos,kalvin klein,donna karan,pion

    4-فیلم:

    Espn,cnn,icq,fox tv,20th century,sky tv,start tv,cnbc,independent

    5-لوازم آرایشی:

    Estee lauder

    6-لوازم الکترونیک:

    نوکیا و بابیلون و اینتل

    حتما می پرسید نشدنی است، با این محصولات که از نظر کیفیت و قیمت از همه اجناس بهترند چرا بریم جنس دیگه بخریم؟

    چرا خود دولت جلوشون رو نمیگیره؟

    چرا خیلی دسترسی بهشون آسونه؟

    چرا کالای جایگزین با همین کیفیت رو معرفی و تبلیغ نمی کنید؟

    چرا تلویزیون ما کالاهای اسرائیلی رو تبلیغ می کنه؟

    چرا تولید داخلی ما اینقدر با کیفیت نباشه که سراغ خارجی و چینی نریم؟

    چرا فرهنگ سازی و اطلاع رسانی کافی نمیکنیم؟

    و هزار تا چرای دیگر؟

     که خودم هنوز به جوابشون نرسیدم ولی یه چیز رو می دونم و اون اینه که در اخبار وقتی کشته شدن فلسطینی و لبنانی و عراقی و افغانی رو می بینم ناراحت میشم و باید از خیر کیفیت کالای اونها بگذرم تا تیرهاشون کمتر قلب مارا بیازارد.

    من از سعی می کنم از خودم شروع کنم ومنتظر دولت و بقیه نمیشم .

    بیایید ثابت کنیم یک دست هم صدا دارد.

    کتاب غذای روح است.

    مردم سالاري ديني از ديدگاه شهيد مطهري(ره)

    مردم سالاري ديني از ديدگاه شهيد مطهري(ره)
    نويسنده:آيت الله عباسعلي عميد زنجاني
    منبع:روزنامه کیهان
    از شهيد مطهري سؤال شد: عده اي واژه جمهوري دموكراتيك اسلامي را به كار مي برند و گويا قصد امام از تأكيد بر حذف كلمه دموكراتيك توجه دادن به تفاوتي است كه در دموكراسي غربي و آزادي هاي اسلامي وجود دارد. لطفاً در اين مورد توضيح دهيد و تفاوت اين واژه ها را مشخص كنيد.ايشان در جواب فرمودند: در اسلام، آزادي فردي و دموكراسي وجود دارد؛ منتها با تفاوتي كه ميان بينش اسلامي و بينش غربي وجود دارد..
    با توجه به اين نكته روشن مي شود كه در اين عبارت، كلمه دموكراتيك حشو و زائد است؛ به علاوه در آينده، وقتي كه مردم در دولت جمهوري اسلامي يك سلسله آزادي ها و دموكراسي ها را به دست آورند، ممكن است بعضي ها پيش خود اين طور تفسير كنند كه اين آزادي ها و دموكراسي ها نه به دليل اسلامي بودن اين جمهوري كه دموكراتيك بودن آن است.يعني اين جمهوري دو مبنا و دو بنياد دارد: بنيادهاي دموكراتيك و بنيادهاي اسلامي، ما مي خواهيم تأكيد كنيم كه چنين نيست؛ اولا، به مصداق مصرع معروف «چون كه صد آمد نود هم پيش ماست» وقتي كه از جمهوري اسلامي سخن به ميان مي آوريم، به طور طبيعي آزادي و حقوق فردي و دموكراسي در بطن آن است؛ ثانياً، اساساً مفهوم آزادي به آن معنا كه فلسفه هاي اجتماعي غرب اعتقاد دارند با آزادي به آن معنا كه در اسلام مطرح است، تفاوت عمده و بنيادين دارد. ما كه مي خواهيم كشوري بر اساس بنيادهاي اسلامي بنا كنيم، نمي توانيم اين ريزه كاري ها و ظرافت ها را ناديده بگيريم.
    در باب اين كه ريشه و منشأ آزادي و حقوق چيست، گفته اند: انسان آزاد آفريده شده، پس بايد آزاد باشد؛ اما سؤال اين است كه چرا همين پاسخ در مورد مثلا گوسفند صادق نيست؟! در غرب ريشه و منشأ آزادي را تمايلات و خواهش هاي انسان مي دانند و آن جا كه از اراده انسان سخن مي گويند، در واقع فرقي ميان تمايل و اراده قائل نمي شوند. آن چه آزادي فردي را محدود مي كند، آزادي اميال ديگران است. هيچ ضابطه و چارچوب ديگري نمي تواند آزادي انسان و تمايلات او را محدود كند.آزادي به اين معنا كه مبناي دموكراسي غرب قرار گرفته است، نوعي حيوانيت رها شده است؛ حال آن كه مسئله در مورد انسان اين است كه او در عين اين كه انسان است، حيوان است و در عين اين كه حيوان است، انسان است. آدمي يك سلسله استعدادهاي مترقي و عالي دارد كه ملاك انسانيت او است. تفكر منطقي انسان و نه هرچه كه نامش تفكر است. تمايلات عالي او نظير تمايل به حقيقت جويي، تمايل به خيراخلاقي و تمايل به جمال و زيبايي، تمايل به پرسش حق و... اين ها از مختصات و ملاك هاي انسانيت است.
    بشر به حكم اين كه در سرشت خود دو قطبي آفريده شده و به تعبير قرآن مركب از عقل و نفس است، محال است كه بتواند در هر دو قسمت وجودي خود از بي نهايت درجه آزادي برخوردار باشد. رهايي هر يك از دو قسمت، مساوي است با محدود شدن قسمت ديگر. اگر تمايلات انسان را ريشه و منشأ آزادي و دموكراسي بدانيم، همان چيزي به وجود خواهد آمد كه امروز در مهد دموكراسي هاي غربي شاهد آن هستيم.
    در اين كشورها مبناي وضع قوانين در نهايت امر چيست؟ خواست اكثريت. اگر از اين ها بپرسيم آيا براي انسان صراط مستقيمي وجو دارد كه او را به تكامل معنوي برساند؟ جواب منفي مي دهند؛ يعني معتقدند راه همان است كه خود انسان آن گونه كه مي خواهد مي رود و اين نظير تئوري معروف ملانصرالدين است كه روزي سوار قاطر بود. پرسيدند: كجا مي روي؟ گفت: هرجا ميل قاطر باشد.در نقطه مقابل اين نوع دموكراسي و آزادي، دموكراسي اسلامي قرار دارد. دموكراسي اسلامي، بر اساس آزادي انسان است؛ اما اين آزادي انسان در آزادي شهوات خلاصه نمي شود. اين كه مي گوييم در اسلام دموكراسي وجود دارد، به اين معنا است كه اسلام مي خواهد آزادي واقعي دربند كردن حيوانيت و رها ساختن انسانيت به انسان بدهد.مي نويسند وقتي كورش وارد بابل شد، مردم را در اعتقاداتشان آزاد گذاشت؛ يعني بت پرست ها را در بت پرستي، حيوان پرست ها را در حيوان پرستي؛ همه را آزاد گذاشت و هيچ محدوديتي براي آنان قايل نشد.
    در معيار غربي، كورش يك مرد آزادي خواه به حساب مي آيد ولي در تاريخ، ماجراي ابراهيم خليل را هم درج كرده اند. او بر عكس كورش معتقد بود كه اين گونه عقايد جاهلانه مردم عقيده نيست. زنجيرهايي است كه عادات سخيف بشر به دست و پاي او بسته است و در اولين فرصت بت ها و معبودهاي دروغين مردم را درهم شكست.با معيارهاي غربي كار ابراهيم خليل بر ضد اصول آزادي و دموكراسي است؛ چرا؟ چون منطق انبيا غير از منطق انسان امروز غربي است. رسول اكرم(ص) هنگامي كه وارد مكه شد، بت ها را خرد كرد و به اين وسيله آزادي واقعي را به آن ها ارزاني داشت.
    از ديدگاه اسلام آزادي و دموكراسي حق انسان بماهو انسان است. حق ناشي از استعدادهاي انساني انسان است، نه حق ناشي از ميل افراد و تمايلات آن ها. حال آن كه اين واژه در قاموس غرب معناي حيوانيت رها شده را متضمن است.
    دليل ديگري كه در تأكيد بر حذف كلمه دموكراتيك موردنظر امام بوده، رد تقليد از غرب و معيارهاي آنان است. از نظر امام به كار بردن اين كلمه نوعي خيانت به روحيه مستقل اين ملت محسوب مي شود؛ زيرا ما گوهر آزادي را در فرهنگ خودمان داريم و بي نيازيم از اين كه دست طلب به سوي ديگران دراز كنيم. (شهيد مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، ص 100 به بعد).

    خطاهای شناختی

    خطاهای شناختی

     

       
       

    www.Fekreno.org

     

     

     

     

     



    امروزه بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح ، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمگین می داند. شاید بسیاری از گرفتاری های مردم ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطا ها باشد. به نظر می رسد افسردگی ، بی قراری ، رقابت های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند.

    آلبرت الیس روان شناس معروف این خطاها را شناسایی و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است. انسانهایی که تفکر غیر منطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افکارشان هویدا است، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند. شاید عدم اطلاع، باعث آلودگی این افکار با خطاهای شناختی می شوند. در این نوشتار سعی بر آن است که خطاهای شناختی به صورت ساده و در قالب مثال های روشن و واضح بیان شوند. امید است بسیاری از نگرانی ها، حالات و افکار نامطلوب که در پشت این خطاهای شناختی وجود دارند، با اطلاع رسانی از بین بروند.

    خطای اول : تفکر همه یا هیچ


    در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک رفتار، فکر، موفقیت ، پدیده یا موضوع را کلا سفید یا سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست. عدم قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار ، یک فعالیت و یا یک امتیاز ، آنها را از مزایای آن امر محروم می کند. به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند. این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.

     خطای دوم : تعمیم مبالغه آمیز


    افرادی که این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این خطای شناختی است ، هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کند و آن را با کلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کند. فروشنده دوره گرد افسرده ای که فروش خوبی نداشته و در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت: چه بد شانس هستم، پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد به دلیل مبالغه در بخشی از افکار ، نمی توانند جوانب مثبت زندگی را ببینند. شاید در مثال ذکر شده بتوان این طور بیان کرد که این فروشنده دوره گرد ازخیلی مواهب که دارد غافل است و این که او ماشینی دارد که خیلی از فروشندگان دیگر ندارند .

    خطای سوم : فیلتر ذهنی


    افرادی که دارای این نوع افکار هستند تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت را تار می بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنند و بقیه را فراموش می کنند.عدم توانایی در دیدن بخش های مهمتر این حوادث ، عاملی است که ذهن ما را درگیر می کند. شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند. به مثالی توجه کنید: به خاطر طرز برخورد شایسته خود با همکاران اداره، از طرف رئیس اداره تشویق می شوید، اما در این میان و در حین دریافت جایزه یکی از همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد به شما می گوید. روزهای طولانی در حالی که همه گفته های مثبت و مراسم با ارزش تشویق را فراموش می کنید، تحت تاثیر این انتقاد بسیار جزئی یک همکار، رنج می برید.

     خطای چهارم : بی توجهی به امر مثبت

    افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و با ارزشی به جنبه ها ی مثبت زندگی خود ندارند و همیشه نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می دهند. با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانند، معتقدند که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد. به طور مثال نگهبان ساختمان تجاری با تیز هوشی موفق به شناسایی یکی از سه سارقی شده بود که در هفته قبل از یکی از مغازه های این ساختمان دزدی کرده بودند. مسئول ساختمان ضمن قدردانی از نگهبان که بعد از چند روز موفق به کشف این گره شده بود از نگهبان خواست که یکی از روزهای هفته زمانی را مشخص کند که در جلسه ای با حضور افراد و مالکین ساختمان از زحمات وی قدردانی شود. نگهبان امروز و فردا کرده و یکسره میگفت کار مهمی نکرده ام و از تعیین وقت سرباز می زد.

    خطای پنجم : نتیجه گیری شتابزده

    بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید. ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه میگیرید که کسی در مورد شما منفی فکر می کند. پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هر گونه بررسی می گویید« آبرویم خواهد رفت، از عهده انجام این کار برنخواهم آمد». و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید «هرگز بهبود نخواهم یافت».

    خطای ششم: درشت نمایی

    از یک سو در باره اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کند و از سوی دیگر ، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کند. به دلیل اعتماد به نفس پایین، این افراد چون خود را نسبت به دیگران دست کم می گیرند، در صورت انجام کاری خطا ، این اشتباه خود را خیلی پررنگ تر از حد و حدود واقعی آن اشتباه می بیند. به طور مثال شخصی دوست قدیمی خود را می بیند و به او سلام می گوید، دوست قدیمی مانند همیشه سلام او را به گرمی جواب نمی دهد. او از این مسئله ناراحت می شود و این واقعه را برای خود فاجعه تلقی می کند. این درحالی است که شاید دلایل مختلفی برای سرد برخورد کردن وجود داشته باشد. از طرفی این قدر هم مهم نباشد ولی ساعتها این مسئله ذهن فرد را درگیر خود می کند.

     خطای هفتم : استدلال احساسی

    افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده واقعیت ها هستند. این نوع استدلال احساسی ما را از بسیاری واقعیت ها دور نگه می دارد . به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است».« یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا «چون احساس حقارت می کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم». یا «احساس نومیدی می کنم، پس حتما باید نومید باشم».

     خطای هشتم : باید ها

    انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید .همیشه این انتظار محقق نمی شود و یا با درصد کمتری محقق می شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیانو با خود گفت:«نباید اینهمه اشتباه می کردم». آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «باید» را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه را ایجاد می نمایند. آن دسته از عبارت های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می شوند،به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند. اما همین باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد«نباید این قدر سمج باشد».خیلی ها می خواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود انگیزه بدهند. «نباید آن شیرینی را بخورم». این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا«باید» ها تولید تمردد می کنند و اشخاص تشویق میشوند که درست برعکس آن را انجام دهند.

    خطای نهم : برچسب زدن

    برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم». به خود برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما «بازنده» و «احمق» به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر«شخصیت» یا «جوهر و ذات» او است. در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.

    خطای دهم : شخصی سازی و سرزنش

    در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت « این نشان می دهد که من مادر بدی هستم» و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و نا شایسته بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند « علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست». سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود.

     

    ****

     

    منبع : مقاله "خطاهای شناختی   "  -برگرفته از سایت  روانشناسان

    تکنیک ها و ایده ها

     

     

     تکنیکهای خلاقیت و ایده یابی (چطور به ایده ها دست پیدا کنیم؟)

    خلاقیت در مرزهای تاریکی متولد می شود. در انتهای بن بستها و در آنجا که به نظر می رسد راه دیگری نیست. در واقع نوآوری و خلاقیت آنجا شکوفا می شود که راههای کهنه و قدیمی پاسخگوی نیاز فعلی یا خواسته موجود نیست یا براورده شدن ان به زمان و صرف هزینه زیادی محتاج است. کارشناسان خلاقیت معتقدند «برآورده شدن مناسب نیازها شرط لازم برای به وجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال یک فرد گرسنه و آواره هرگز به فکر پرواز بر فراز کوه‌ها نخواهد افتاد. بسیاری نیز معتقدند که خلاقیت در نیاز متولد می‌شود همان گونه که بسیاری از اختراعات بزرگ نه محصول تعریف مشکلی خاص بلکه برای برآورن نیازی خاص به وجود آمده‌اند. »

     بپرس « دیگه چی؟»


    برای گذر گام به گام از تاریکی و ساختن جاده های تازه برای عبور در انتهای راههای قدیمی (در حوزه نیازهای زمینی بشر) تفکر خلاق تکنیکهایی ارائه می کند که با راهبرد ذهن و افزایش کارایی ان منجر به بروز خلاقیت و افزایش ایده های نو می شود. متفکران معتقدند یکی از خصوصیات بارز افراد خلاق، آن است که توانایی "نوع دیگر دیدن"، در آنها زنده و فعال است. منظور از "نوع دیگر دیدن" این است که تنها به یک حالت، به یک تعریف و یک تعبیر از رویدادها اکتفا نکرد و از خود پرسید که غیر از این، چه تعبیر دیگری می‌تواند برای این رویداد خاص وجود داشته باشد. تکنیکی وجود دارد که فرایند اخیر را در انسان فعال می‌سازد. این تکنیک ساده، پرسیدن یک سؤال از خود، در هنگام مواجهه با مسائل و موضوعات است. این سؤال حرکت‌دهنده در جهت توسعه نگاه انسان، سؤال "دیگه چی؟" است که موتور تفکر خلاق فرد را روشن می کند و از این طریق شخص، خود را وادار می‌سازد که به دنبال برداشت‌ها و تعابیر دیگری از موضوع برود و به یک تعبیر، بسنده نکند.هر چه در مورد یک موضوع، تعداد تکرار این سؤال، بیشتر باشد، دستاورد آن بیشتر خواهد بود. این دستاورد، دستیابی به ایده‌های هرچه بیشتر است. البته این امر، اسبابی دارد که از اصلی‌ترین آنها، پرهیز از تعجیل برای به پایان رساندن حل مسئله است. باید به خود، زمان کافی جهت دستیابی به راه حل‌های هر چه بیشتر را داد، حوصله داشت و تمام توان خود را دراین راستا به کار گرفت. در ادامه و بر اساس بررسی تکنیکها و روشهای مختلفی که متفکران شاخص تفکر خلاق ارائه کرده اند به برخی دیگر از تکنیکها در قسمت دوم این مقاله می پردازیم. پیش از طرح سایر تکنیکها به یک پیش نیاز اشاره می کنیم که لازم است در موضوع تفکر خلاق و روش طوفان ذهنی به ان توجه داشته باشیم.

     زود قضاوت نکن

    به تعویق انداختن قضاوت یک پیش نیاز مهم در استفاده از تکنیک های ایده یابی است. تا مدتها عقیده بر آن بود که مرحلۀ ایده یابی حل خلاق مسائل را به شانس واگذار کنند. اکنون روشن شده است که می توان به طور سنجیده و با برنامه، ایجاد ایده را توسط اصولی افزایش داد. یکی از این اصول " به تعویق انداختن قضاوت" است. در طی جلسات یورش فکری و تقریبا در زمان مشابه، با به تعویق انداختن قضاوت، و تا دستیابی به سرنخهای کافی برای حل یک موضوع، می توان تعداد ایده های خوب مطرح شده را تا دو برابر افزایش داد. انسان در ایده یابی، بر حسب غریزه، به قضاوت زودرس گرایش دارد، با وجود این در مواردی دیگر قضاوت را به تعویق می اندازد. هنگامی که برای یافتن یک لغت مترادف مناسب در فرهنگ لغات به جستجو می پردازد، در لغت اول، دوم یا سوم توقف نمی کند، لیکن مجموعه تمام لغات را مشاهده می کند و سپس، قضاوت و ارزیابی را انجام می دهد که در این مورد روش صحیحی است زیرا فرهنگ لغات، فهرست آماده ای در دسترس ماست. برای برخی از مسائل دیگر نیز صورت آماده ای در دست داریم. هنگامی که به مسئله انتخاب کاغذ دیواری مناسب برای اطاق نشیمن خود بر می خوریم، به مغازۀ تزیینات منزل مراجعه می کنیم و با مرور در کاتالوگ کاغذهای دیواری، پس از بررسی انواع موجود- که مرحله تصوری را پشت سر می گذارد- قضاوت می نماییم و تصمیم می گیریم. بنابراین در تمام مواردی که برای تامین نیازها، صورت و فهرستی وجود دارد به همین ترتیب عمل می کنیم. لیکن در بیشتر مسائل، صورت و فهرست آماده ای وجود ندارد. لذا باید خود صورتی از راه های مختلف را خلق کنیم.


    چندین پروژه تحقیقاتی، اهمیت اصل تعویق قضاوت را مورد تایید قرار داده اند. به عنوان مثال دکتر" مدو" و " دکتر پارنر" ( استادان دانشگاه بوفالو و متخصصان امر خلاقیت) در یک مطالعه به همراه جمعی، مسئله ای را یورش فکری نمودند. در حالی که گروه دیگری از ایده جویان با همان تعداد شرکت کننده به طور انفرادی همان مسئله را به روش معمول- یعنی بدون تعویق قضاوت در هنگام ایده یابی- مورد بررسی قرار دادند. نتیجۀ مطالعات نشان داد که در مدت زمانی مساوی، گروه اول، ۷۵ درصد بیش از گروه دوم ایده های خوب ایجاد کرده است. همین بررسی ها در مورد ایده جویی به صورت فردی نیز انجام شد، و نشان داد هنگامی که ایده جویان فردی، اصل تعویق قضاوت را رعایت می نمایند به طور مرتب دو برابر زمانی که اجازه می دهند قضاوت به طور همزمان دخالت کند، ایده های خوب ایجاد شده است.
    تعویق قضاوت، موضع گیری قدرتمندی است که بر اساس آن، حصول ایده های خوب در مدت زمان مساوی ( نسبت به همان عمل، بدون تعویق قضاوت) را به طور چشم گیری افزایش می دهد. این موضع گیری از شروط اساسیِ جلسات ایده یابی ( به ویژه به روش یورش فکری)، است و از دیدگاهی دیگر می توان گفت: روش کاربردی استفاده از تعویق قضاوت در زمان ایده یابی، در جلسات یورش فکری است.

     

    ****

     

    منبع : مقاله "   تکنیکهای خلاقیت و ایده یابی   "   -نویسنده: سارا یوسف پور – دبیر انجمن حرفه محققان و متفکران-برگرفته از سایت http://www.vista.ir

    مغز وتقویت آن

    تحقیقات جدید نشان می دهد که ورزش مغز به طور منظم به میزان قابل توجهی احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل، مثل آلزایمر را کاهش می دهد.
    خبرنگار پزشکی، دکتر امیلی سنای، می گوید، وقتی صحبت از فواید ورزش منظم مغز پیش می آید، هیچ پاسخ قاطعی وجود ندارد. اما، او اعتقاد دارد، شواهد زیادی نشان می دهد که فعالیت های تقریحی تحریک کننده ذهن خطر بیماری های مربوط به زوال عقل را کاهش داده و با بالا رفتن سن، به حفظ توانایی شناختی کمک می کند.


    در ژورنال پزشکی نیو انگلند، محققان به بررسی فعالیت های تفریحی افراد سالخورده طی بیست سال، پرداختند تا ببینند این افراد به زوال عقل مبتلا می شوند یا خیر. این تحقیق همچنین نتیجه درگیر کردن و چالش ایجاد کردن برای مغز را با انجام فعالیت هایی مثل حل کردن جدول، بازی شطرنج یا ورق، مطالعه، نوشتن تفریحی، و نواختن آلات موسیقی، نیز بررسی کرد. علاوه بر این، محققان تاثیر فعالیت های فیزیکی روی مغز، مثل تنیس یا گلف، شنا، رقص و کار خانه را نیز مرور کردند.


    با این تحقیقات، محققان متوجه شدند که افرادی که بیشتر به فعالیت هایی مثل مطالعه، بازی شطرنج، نواختن آلات موسیقی و رقص مبادرت می کردند، کمتر به بیماری های زوال عقل مبتلا می شدند.


    این تحقیق نشان داد که یک فعایت در هفته، تا %۷ احتمال بروز زوال عقل را کاهش می دهد. این کاهش خطر ابتلا به بیماری های زوال عقل، برای آنها که در فعایت های بیشتری در هفته شرکت می کردند، تا %۶۳ افزایش یافت.


    جامعه پزشکی اطمینان کافی ندارد که چرا فعالیت ذهنی، برای مغز فایده دارد اما یک اشاره بر این که چالش های ذهنی، سلول های مغزی را سالم نگه داشته و آنها کمتر در معرض بیماری و تخریب قرار می گیرند.


    دکتر سنای می گوید، یک تئوری دیگر این است که فعالیت های تحریک کننده ذهن به ارتقاء اندوخته شناخت کمک می کند، بنابراین برای جایگزین کردن سلول های از بین رفته، سلول های مغزی بیشتری وجود دارد.


    این تحقیق عنوان نمی کند که چه فعالیت هایی برای مغز بهتر از فعالیت های دیگر است. دکتر سنای می گوید، یک تحقیق فرانسوی نشان داده است که بافندگی، باغبانی، مسافرت، و انجام کارهای معمولی نیز احتمال ابتلا به بیماری های مربوط به زوال عقل را پایین می آورد  و بااینکه فعالیت های فیزیکی تاثیر چندانی در این تحقیق نشان ندادند، اما شواهدی وجود دارد که فواید آن را روی مغز به طرق مختلف ثابت می کند.


    افراد سالمند با بالا رفتن سن بیشتر در معرض این گونه بیماری ها قرار می گیرند اما برخی عقیده دارند که این چالش ها باید در سنین پایینتر برای مغز فراهم شود. دکتر سنای می گوید، چالش های مغزی به هیچکس صدمه نمی زند، اما یادتان باشد، قبل از اینکه روی سن رقص بروید، حتماً با پزشکتان مشورت کنید.

     چطور مغزتان را فعالیت دهید: جدول حل کنید

    جدول از زمان های قدیم راه بسیار خوبی برای گذر وقت بوده است. این سرگرمی برای اولین بار در سال ۱۹۱۳ در انگستان به وجود آمد؛ روزنامه نگار، سر آرتور واینه از لیورپول، بود که اولین جدول را در روزنامه به چاپ رساند. طی سالها، این جدول ها شکل و شمایل های مختلفی به خود گرفته اند، اما ایده اصلی هنوز مانند سابق است. هم اکنون، تحقیقات ثابت می کند که حل کردن جدول، مغز را سالم نگه می دارد و از بروز بیماری هایی مثل آلزایمر و از این قبیل، جلوگیری می کند.
    ▪ وسائل لازم:
    ـ مداد یا خودکار
    ـ یک عدد جدول
    ـ زمان
    ـ صبر


    ▪ قدم اول: یک تجربه شخصی

    من سالهای سال یکی از طرفداران پر و پا قرص جدول و سایر بازی های لغتی بودم. تعداد کتاب ها و مجلات جدولی که حل کرده ام غیر قابل شمارش است. زندگی من طوری شده است که همه دوستانم برای تولدم و مناسبت های دیگر به من کتاب جدول هدیه می دهند. من واقعاً از بازی با کلمات لذت می برم. و جدول یکی از بهترین بازی با کلمات هایی است که نسبت به سایر باز یها هم ساده است و هم فکر را خیلی خوب درگیر می کند.


    ▪ قدم دوم: چالش

    جدول ها در سطح های مختلف وجود دارند: از خیلی مبتدی تا پیشرفته. من معمولاً جدولهایی که خیی سخت و پیچیده باشند را دوست ندارم چون فقط سردرد نصیبم می کنند. ترجیح می دهم در صورت امکان مغزم را در استراحت کامل نگه دارم و از سرگرمی خود لذت ببرم. معمولاً جدول هایی را انتخاب می کنم که قدرت حل کردن آنها را داشته باشم.


    ▪ قدم سوم: فواید

    یکی از بهترین فوایدی که حل کردن جدول برایتان فراهم می کند، تجربه یادگیری و ورزش فکری است که از آن بهره می برید.
    ـ جدول کلمات، لغات و مفاهیم جدید از کلمات را در اختیارتان میگذارد و درک جدیدی از لغات به شما می بخشد.
    ـ جدول کلمات روابط ظریف بین کلمات، مثل وجه اشتراک کلمات، را به شما نشان میدهد.
    ـ جدول کلمات درمورد استفاده کلمات به شما آموزش می دهد؛ اینکه کدام حروف بیشتر از بقیه استفاده می شوند و کدام حروف کمتر مورد استفاده قرار می گیرند.
    ـ جدول کلمات مهارت سازماندهی کردن را یادتان می دهد.
    ـ جدول کلمات شما را صبور می کند. گاهی اوقات لازم می شود که نفس عمیقی بکشید، چشمانتان را ببندید، و تمرکزتان را دوباره راه اندازی کنید.
    ـ جدول کلمات به شما نشان می دهد که گاهی اوقات لازم است از دنیای واقعی اطراف فاصله بگیرید.
    ـ جدول کلمات مغز را به فعالیت وا می دارد و سلامت آنرا تضمین می کند.


    ▪ قدم چهارم: نتیجه گیری

    باید بگویم که بازی با کلمات به طور کل یکی از سرگرمی های مورد علاقه من است و تا آنجا که به خاطر دارم همیشه جدول برای من بهترین آنها بوده است.


    ▪ قدم پنجم: پس کلمه

    شاید بهتر بود همه آن کتاب های جدول و سرگرمی که همه را واو به واو حل کرده بودم را نگه می داشتم. کسی چه می داند؟ شاید یک کلکسیونر آنها را از من می خرید.


    ● نکات و هشدارها

    ▪ مغزتان را زیاد در مشکل نیندازید. جدول هایی را انتخاب کنید که از پس آن برآیید.
    ▪ سعی کنید به جای مداد از خودکار استفاده کنید تا دیگر نتوانیداشتباهاتتان را پاک کنید. همیشه وقتی دفعه اول کاری را درست انجام بدهید لذت بیشتری می برید.
    ▪ حل جدول می تواند در شما ایجاد عادت کند.
    ▪ حل جدول می تواند دایره لغات شما را بالا ببرد.
    ▪ حل جدو اطاعات عمومی شما را تقویت می کند.
    ▪ حل جدول مهارت های ارتباطی شما را ارتقاء می دهد.



    ****

    منبع : مقاله "  ورزشهای مخصوص مغز و فواید آنها    " انتشار : پورتال  مردمان -برگرفته از : http://www.vista.ir

    غزلی از آقا

    سال همت مضاعف را عملی کنیم.

    معلم شمع زندگی انسان ها

    هفته معلم مبارک

    شهادت حضرت زهرا 0س)تسلیت باد.

    رایانه

    تصاویر ناب

    سخن ناب

    تصاویر سه بعدی