سلام بر مهدی

سلام بر یگانه دردانه عالم هستی

شرمنده ام از اعمال و افکارم

یا صاحب الزمان دلم تنگ برات

دستم بگیر و مرا جرات نه گفتن به لذت های آنی بده

برایم دعا کن تا عاشق تو شوم نه دیگران

دلم را تو ببر ،نه عروسک های دیگر

برایم دعا کن دوستدار تو باشم

دستم بگیر تا به یاد تو  ارام بگیرم

شرمنده ام آقا که فقط در جمعه ها و نیمه شعبان یادم می آید که هستی

یادم می آید که دعای تو نگهدار من است

یادم می آید که گناه نکنم

یادم می آید دلت را خون نکنم

یا مهدی شرمنده ام

هزار بار گفتم به خدا شرمنده ام اما فریب نفسم را خوردم

نصرتم کن تا یار تو بمانم

اقا می دانم تو خیلی آقایی

خدای منم  فضلش سرآمد امید من است.

یا ارحم الراحمین

یا مهدی جان دلم برات تنگ شده ...کی میایی

به انتظار تو نشستن اشتباه ماست ، به انتظار تو باید ایستاد ...

شعر ناب

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت

که زخم های دل خون من علاج نداشت

تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم

که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت

منم!خلیفه تنهای رانده از فردوس

خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت

تفاوت من و اصحاب کهف در این بود

که سکه های من از ابتدا رواج نداشت

نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم

چراغ نه !که به گشتن هم احتیاج نداشت

پیامک

دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم

کم رنگ است ولی دورنگ نیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می دانم مدتهاست که ارزان شده ام

چانه می زنم تا به مفت نفروشی ام…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اونی که رفت اگه برگرده از دوست داشتن نیست واسه اینه که بهترشو پیدا نکرده!!!

علم بهتر است یا ثروت ؟ باور کن هیچکدام ! فقط ذره ای معرفت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیستون تو سرت بخوره

تو همین یک وجب دیوار فاصله را بردار…من باورت می کنم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

داور قلبم سوت نداره راحت باش ، خطا کن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جای خالیت پر نمیشود دیگر؛حتی…با خودت!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مهربانیم را چنان گریاندند که بوی نا گرفت . . نامهربان شدم …

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گذشت آنوقت هایی که مردم همدیگر را دور میزدند ،حالا از روی هم رد می شوند

یادش بخیر


ای شهیدان! دردها برگشته‌اند
روزهامان را به شب آغشته‌اند
فصلهامان گونه‌ای دیگر شدند
چشمهامان مست و جادوگر شدند
روحهامان سخت و تن‌آلوده‌اند
آسمانهامان لجن‌آلوده‌اند
هفته‌ها در هفته‌ها گم می‌شوند
وهمها فردای مردم می‌شوند...
فانیان وادی بی‌سنگری!
تیغهای مانده در آهنگری
حاصل آن ماجراها حیرت است؟
میوه فرهنگ جبهه عشرت است؟
حاصل آغازها پایان شده است؟
میوه فرهنگ جبهه نان شده است؟
زخمی‌ام، اما نمك بی‌فایده است
درد دارم، نی‌لبك بی‌فایده است
عاقبت آب از سر نوحم گذشت
لشكر چنگیز از روحم گذشت
جان من پوسید در شب‌غاره‌ها
آه ای خمپاره‌ها، خمپاره‌ها!

استکان

آیا می دانید چرا از کلمه استکان استفاده می کنیم؟

در زمان های قدیم هنگامی که هندو ها با کشور های عربی مراوده تجاری داشتند برای نوشیدن چای به همراه خود پیاله هایی را به این کشور ها خصوصا عراق و شام قدیم آوردند که در آن کشور ها به بیاله معروف شد. پس از آن اروپاییانی که برای تجارت به کشورهای عربی سفر می کردند چون در کشورشان از فنجان برای نوشیدن چای یا قهوه استفاده می کردند هنگام بازگشت به کشورشان این پیاله ها را به عنوان یادگاری می بردند و آن را
East Tea Can
می نامیدند یعنی یک ظرف چای شرقی. به تدریج این کلمه به کشور های شرقی بازگشت و در آنجا متداول شد.

 

فراماسونري از توهم تا يك واقعيت تلخ

فراماسونري از توهم تا يك واقعيت تلخ

انچه در سال هاي اخير در مورد صهيونيسم و فراماسونري و زير شاخه هاي ان در مورد : شيطان پرستي ،موسيقي ،عرفان هاي نو ظهور و .... مطرح است نشان از يك واقعيت تلخ و كهن و سازمان يافته است كه از دوران باستان به ارث مانده. اما انچه اين سازمان را مخوف و كثيف كرده برنامه هاي آن براي نظم نوين جهاني است و همراه كردن جهان براي پذيرش تسلط صهيونيست ها .

آنچه در فيلم هاي هاليوودي و سينما ،تلويزيون و ماهواره و به طور كلي رسانه ها و مطبوعاتي كه در سيطره صاحبان ثروت و قدرت در جهان القا مي كنند در واقع خوراك ذهني براي مردم خودشان و جهان مي باشد.انچه جالب به نظر مي رسد عضويت بيشتر روشنفكران ،ثروتمندان و مسئولين رده بالاي كشور ها در اين گروه ها است. وجود و گسترش سازمان يافته اين گروه در كشورهاي جهان و در دست گرفتن برنامه هاي اصلي خود و تلقين ان به ساير كشور ها مي باشد.در اختيار داشتن رسانه ها ، كمپاني ها ، بانك ها ، شركت ها و ... و تلاش براي تغيير رفتار مردم جهان و ارزش ها با جنگ نرم، لزوم افزايش بصيرت و آگاهي ما را ضروري مي كند..اما بزرگ كردن اين سازمان در نزد افكار عمومي شايد زندگي را براي  بسياري  دشوار نمايد يا تلقين جبري زيستن. ديدن ،خوردن ، زندگي كردن و دانستن آنچه آنها مي خواهند.

آنجه به نظر مي آيد اين است كه دشمن بيكار ننشسته و آنچه در چنته دارد به ميدان آورده و فعاليت گسترده اي را شروع كرده و بسياري را نيز در همه كشورها از جمله ايران با خود هماهنگ كرده چه آگاهانه باشد چه از روي غفلت.

آنچه ضروري به نظر مي ايد براي دلسوزان خارج شدن از دادن تئوري و نظريه پردازي و سخنراني است و زمان شروع عملي فعاليت ها و اقدامات براي نشان دادن آنچه در پس پرده صهيونيت هاست وآگاه كردن مردم ،ديگر زمان پنهانكاري و فيلترينگ ذهن مردم گذشته و نمي شود در اين جنگ نرم از آن استفاده كرد.چيزي كه مردم را از انحراف نجات مي دهد دادن اطلاعات و آگاهي و شناساندن راه از بيراهه است  اين آشكار نميگردد مگر با درست كردن خودمان.

پس يا علي

جملات ناب

*كسي كه يك سخن شنيد و همه عمر از آن سخن سوخت ،جان من فداي او باد.

*اهل دل را دو خصلت باشد : دل سخن پذير و سخن دلپذير

*اكثر مردم به چرا ي انديشند ،اندك مردمند كه به چرا مي انديشند؟

*علي (ع) مي فرمايد : من عاشق زندگيم و بيزار از  دنيا . از ايشان پرسيدند : مگر بين زندگي و دنيا فرقي است؟

*فرمود : دنيا حركت بر بستر خواب و خوراك  و خشم وشهوت است  و زندگي نگريستن به چشم كودكي يتيمي است كه از پس پرده شوق به انسان مي نگرد.

*اين سه راهي است كه پيش پاي تست:پليدي ،پاكي ، پوچي

دي كه بهر خدمت مردم علم شود      بهتر ز قامتي كه به محراب خم شود


*راه پنهاني ميخانه ، نداند  همه كس    جز من و زاهد و شيخ  و دو سه رسواي دگر

....

*شيخي به زن  فاحشه گفتا مستي     هر دم تو به دام ديگري بنشستي

 زن گفت : اي شيخ هر انچه گويي هستم    اما تو هم آنچه مي نمايي هستي

حکایت جالب

شيخ روزي مي گذشت ، كودكي را ديد در گل بمانده! گفت :گوش دار تا نيفتي ! كودك گفت :افتادن من سهل است  ، اگر بيفتم تنها باشم  اما تو گوش دار  ،كه اگر پاي تو بلغزد  همه مسلمانان كه از پس تو مي آيند ،بلغزند و برخاستن همه دشوار بود.


*جنگ كردن با خردمندان آسانتر است از حلوا خوردن با بي خردا.

حکایت ناب

روزي ابوسعيد در بياباني به آسيابي رسيد .بر اسياب سلام كرد  ، سر به سجده نهاد و تعظيم و تكريم كرد. يارانش با شگفتي دليل اين كار را از او پرسيدند .ابو سعيد گفت : او خصلت پيامبران را دارد . اول : آنكه پاي بر زمين دارد  و پيوسته در خود سفر مي كند . د وم :آنكه درشت مي گيرد و نرم تحويل مي دهد .كداميك از شما سخن درشتي را مي شنويد و سخني لطيف باز مي گوييد.