اقای مدیر کل
آقاى مديركل!
جناب رئيس!
مسئول محترم!
معاون گرامى!
مشاور عزيز!
اگر امام بيايد، چند نفر شما بر سر پست و مقامتان باقى مى مانيد؟
امام، مى شكند
پايى را كه روى حق گذاشته شود.
مواظب باش!
زير ذره بين نگاه امام همه خطاها بزرگند،
چه كسى را گوى مى زنى؟
غافلند آنان كه نگران »غيبت« امامند،
اما نگران »حضور«ش نيستند.
وقتى امام نيت تو را بداند،
از خجالت آب نمى شوى؟
چقدر غيبت؟
چقدر دروغ؟
چقدر فريب؟
بيخود نيست كه توفيق دعاى فرج از اين زبانها گرفته شده است.
دويست بار هم كه »اياك نعبد و اياك نستعين« بگويى،
وقتى دلت گرفتار ديگرى باشد،
نماز امام زمان را نخوانده اى.
توقع بيجايى است،
با چشم آلوده، روى پاك را ديدن!
امام از توجيه بيزار است.
نيت و عملت را موجه كن!
با هر گناه تو
دل امام شكسته تر مى شود.
حواست كجاست؟
»أنّ الارض يرثها عبادى الصالحون«
كجاى كارى؟